درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٩
" والثانی ینقسم الی ما یدخل فیه کالجزء له ، فان الاثنین انما هو مرکب من واحدین ، وکذلک کل عدد فهو مرکب من آحاد لا محاله ، وحیثما ارتقی العدد الی أکثر نزلت نسبه الوحده الیه الی أقل ، والی ما یدخل فیه کاللازم له لا کالجزء فیه ، وذلک لان کل عدد أو معدود لن یخلوقط عن وحده تلازمه ، فان الاثنین والثلاثه فی کونهما اثنین وثلاثه واحده ، وکذلک المعدودات من المرکبات والبسائط واحده ، اما فی الجنس ، أو فی النوع ، أو فی الشخص ، کالجوهر فی أنه جوهر علی الاطلاق . والانسان فی أنه انسان ، والشخص المعین مثل زید فی أنه ذلک الشخص بعینه واحد . فلم تنفک الوحده من الموجودات قط . وهذه وحده مستفاده من وحده الباری تعالی تلزم الموجودات کلها ، وان کانت فی ذواتها متکثره . وانما شرف کل موجود بغلبه الوحده فیه . فکل ما هو أبعد من الکثره فهو أشرف وأکمل " . وحدتی که مبدأ عدد و داخل در عدد است خود منقسم میشود به : آنچه که داخل در عدد است مثل جزء برای عدد . مانند وحدتی که از آن اثنین درست میشود ، این هم مبدأ عدد است و هم داخل و جزء عدد است . هر عددی مرکب از آحاد است و هر چه عدد بیشتر شود وحدت آن کمتر گردد . وحدت دیگر وحدتی است که داخل در عدد است اما نه جزء آن ، بلکه مثل لازم است برای آن . مثل وحدتی که برای هر عددی است . مثلا عدد ده از یک طرف از ده تا واحد تشکیل شده ، خود ده تا یعنی مجموعی از وحدتها [ این همان وحدتی است که داخل در عدد است ] . از طرف دیگر خود عدد ده باز هم واحد است ، چون باز ما میتوانیم بگوئیم یک ده تا ، دو ده تا ، سه ده تا ، هم میتوانیم بگوئیم عشره واحده و هم بگوئیم عشرات . این وحدت از برای عشره صفت واقع میشود ، اینجا وحدت لازمه عدد است نه مقوم آن . همانطور که هر عدد خودش وحدتی دارد مرکبات و بسائط و معدودات هم وحدتی دارند [ که این وحدت هم لازم آنها است ] . وحدت این معدودات یا