درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٠
خلق ، مبارزه با هوای نفس ، تقدیس میشود ، اخلاق بندگان و بردگان است که بر بشر تحمیل گشته و دو تن از کسانیکه با افکار ارتجاعی خود باعث وجود و رواج و تقویت ضعیف پروری و حمایت از آنها گشتهاند ، یکی عیسی مسیح و دیگری سقراط میباشد ، و طرح اینگونه قواعد اخلاقی سبب انحطاط نوع بشر گردیده ، چه که باعث شده مقداری از قدرت و نیرو و وقت اقویا صرف حمایت از ضعفا گشته و برای مبارزه با فقر و غیره نیروها بسیج گردد و بالنتیجه فرد کامل و ابر مرد بوجود نیاید ، از اینروست که میگویند ، مبارزه با نفس یعنی چه ؟ نفس را باید پرورش داده ، قوی نمود و هر چه میطلبد در دسترش قرار داد ، ضعفا را باید حمایت کرد چیست ؟ برای ضعیف هیچ گناهی بدتر از ضعفش نیست . آنکس را که به چاه افتاده ، سنگی هم برویش بیفکن . مهمترین استدلال این اخلاقیون جدید همین مسأله شفقت است ، که آیا ترحم و شفقت ، تأثر و انفعال نیست ؟ و این انفعال ناشی از ضعف نمیباشد ؟ چه ، متأثر شدن یعنی در مقابل عامل خارجی مقاومت نکردن و بعکس متأثر نشدن یعنی ابراز مقاومت . در اشیاء این جهان در مقابل متأثر شدن و نشدن ، شیئی را اگر واجد کدامین و فاقد کدامیک باشد ، ترجیح میدهیم ؟ آیا کدام شیشه خوب است ، شیشهای که بمحض برخورد با جزئی عامل خارجی بشکند ؟ و یا آن که در مقابل عوامل سخت هم مقاوم باشد ؟ در انسان نیز همینطور تأثر شکستن و ضعف است و مقاومت و بی اعتنائی کمال و خیر ، و بر عکس اینکه گفتهاند :
| شیشه چو شکست ، شود ابتر |
| جز شیشه دل که شود بهتر |