درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٧
شفا نیز از آنها نقل شده که خط مساوی با عدد دو است و سطح مساوی است با عدد چهار . . . پس از نظر اینها از یک طرف میان اعداد و مقادیر رابطهای است ، و از طرف دیگر میان اعداد و اشیاء واقعی در عالم نیز رابطهای است . یعنی آنها هر یک از اشیاء را متناسب با یک عددی میدانستند . دلیل آن را شیخ در شفا آورده که فلان شیء را اگر شما تجرید کنید و به ذهن ببرید میبینید که در هنگام تجرید ذهنی همان عددی است که شیء با او رابطه دارد . این سخن نظیر انقلاب ماهیت است که بعضیها درباره وجود ذهنی قائل بودند و خیال میکردند که انقلاب ماهیت ممکن است . فرض کنید که شما عدد دوازده را به ذهن میبرید ، اگر تجریدش بکنید همان عدد دوازدهای است که شما تصور میکردید . همین عدد دوازده وقتی در خارج وجود عینی پیدا میکند مثلا فرس میشود . بنابراین اینها قائلند که شیء وقتی در خارج وجود عینی پیدا میکند همان وجود خاص است و وقتی که در عالم ذهن تجرید شود به عدد تبدیل میگردد . کما اینکه رابطهای هم باز میان اینها و ارباب انواع یعنی مثل که شیخ در تعبیر خودش در اینجا آورده قائل هستند . البته همانطور که عرض کردم لازم نیست که اینها همه سخنان یک نفر باشد ، مطالب پراکنده و ضد و نقیضی است که نمیشود از آن فلسفه منظمی را در آورد . فیثاغورث و اتباعش در قدیمیترین دوران یونان بودند . فیثاغورث با طالس ملطی که او نیز از قدیمیترین ف لاسفه یونان است معاصر میباشد ، یعنی تقریبا در قرن ششم قبل از میلاد ، و در آن دورهها عقائد فلسفی با عقائد مذهبی بت پرستانه آنها خیلی مخلوط بوده و ظاهرا بجای تعبیر کلمه مثل که افلاطون بکار برده از کلمه خدایان و ارباب انواع استفاده کردهاند . بهرحال رابطهای میان اعداد و آن خدایان قائل بودند . مجموعا آنچه که شهرستانی در اینجا نقل میکند با آنچه که جدیدیها نقل میکنند فرق دارد . و معلوم است که شهرستانی با قلم خودش رنگ معلومات زمان خودش را به آن افکار میدهد . ولی آنطوری که نقل کردهاند ترجمههائی که به متون اصلی آنها نزدیکتر است موجود میباشد . به مطالب کتاب برگردیم . گفته شد که هیچ موجودی نیست که به قدر