درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
غایت باشد یا ضرورت ) لازمه این مقدمه رسیدن به این نتیجه نباشد . قهرا شیء ممکن بدون علت نمیشود . و در جائی که ترتب نتیجه بر مقدمه ضرورت است در آنجا کسی بخت یا اتفاقی را بعنوان عامل نمیشناسد . شیخ پس از نقل اقوال مقدمهای را ذکر میکند که ما قبل از اینکه این مقدمه را ذکر کنیم مطلبی را بیان میکنیم که برای مقدمه شیخ هم مفید است . و آن اینست که : گاهی یک نتیجهای مترتب بر یک مقدمهای است ولی مترتب بر طبیعت کلی این مقدمه است به ماهوهو ، لازمه ماهیت این مقدمه است ( نه ماهیت به اعتبار بحث اصالت ماهیت یا وجود بلکه به معنی ماهوهو ، یعنی لازمه وجود این مقدمه است ، یعنی وجودش از آن جهت که مصداق این نوع است ) مثل اثری که بر وجود انسان مترتب میشود از آن جهت که انسان انسان است ، یعنی بر وجود الانسان بما هو الانسان یک سلسله آثار مترتب است . حالا آن آثار از قبیل غایت باشد یا از قبیل ضرورت ولی بهرحال بالضروره این آثار بر وجود این طبیعت مترتب است . آثاری که بر مثلث بما هو مثلث مترتب است ، بر دایره بماهو دایره مترتب است ، بر درخت بما هو درخت مترتب است . ولی همه آثار اشیاء آثاری نیست که بر وجود آنها بماهوهو مترتب باشد . ممکن است از یک شیء بنابر اصالت وجود ، اثر وجود شخصی و اثر وجود فردی بروز کند ، یعنی این فرد از این جهت که این فرد است دارای این اثر باشد نه از آن جهت که طبیعت است و لازمه طبیعت است و لا ینفک از طبیعت است . پس این جور است که میگوئیم که در مثالی که الان ذکر کردیم میگوئیم از تهران حرکت کردم و به قم رسیدم . رسیدن به قم لازمه طبیعت کلی این حرکت خاص است ، اختصاص به این زمان و مکان ندارد . یعنی ما این مسافت را که در نظر بگیریم ، این مبدأ را