درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٤
میگوئیم اتفاقا . معنی این اتفاقا چیست ؟ اگر ما با این اتومبیل تصادف نمیکردیم و از شرق به غرب میرفتیم به مغرب میرسیدیم . در اینحال هیچگاه انسان نمیگفت که من از مشرق این خیابان حرکت کردم ، اتفاقا رسیدم به مغرب آن . زیرا آن چیزی است که این حرکت بر حسب طبعش به آن منتهی میشود ، جبرا به آن منتهی میشود . اگر انسان از تهران حرکت کند بخواهد برود قم این معنا ندارد که بگوید من از جاده قم تهران حرکت کردم و رفتم ، اتفاقا رسیدم به قم . نه جبرا رسیدی به قم و غیر از این راه دیگری هم نبود . اما اگر برود و در حسن آباد تصادف بکند این را یک امر اتفاقی تلقی میکند . این را انسان میگوید اتفاق ولی آنرا نمیگوید اتفاق . آنجا که نمیگوئیم اتفاق یعنی این نتیجه لازمه آن مقدمه است ، و آن مقدمه باید به این نتیجه برسد و نمیتواند به این نتیجه نرسد . ضرورت است ، آنچه که به اصطلاح از لوازم یک شیء است به آن میگوئیم ضرورت حکمفرماست . البته قبلا بیا ن شد که فرق میان غایت و ضروری چیست . این " اتفاقی " که ما میگوئیم اعم از غایت و ضروری است یعنی ضد غایت و ضد ضروری است . هر غایتی ضروری است گو اینکه هر ضرورتی ، هر امر لازمی غایت نیست ، غایت بالعرض است نه غایت بالذات که بحث آنرا جداگانه خواهیم کرد . پس آن چیزی که بالضروره بر یک شیء مترتب میشود ، اتفاق نیست . اما آنجائی که ترتب شیئی بر شیئی ضروری نیست ، عامل اتفاق وجود دارد ، ضروری نیست ، ممکن است . حالا که ترتب آن بر این ممکن است و ترتب هر معلولی بر علت خودش ضروری است ، پس ناچار یک عامل دیگری سبب بوده است . اسم آن عامل را ما میگذاریم اتفاق . پس در حقیقت آنجا میگویند اتفاق ، که لازمه طبیعت این فاعل رسیدن به این نتیجه نباشد ( اعم از اینکه نتیجه