درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢
اشکال بزرگتر در این مورد مربوط به قسمت دوم تشویهات یعنی زوائد میشود ، مثل انسان شش انگشتی . این را هم میگویند به فاعلیت فاعل مربوط نیست ، بلکه اینها نیز به قابلیت قابل مربوط میشود ، منتهی در مورد نقائص ماده قابل نیست یعنی این امکان برایش نیست که مثلا ٥ انگشت شود بلکه ٤ انگشتی میشود و یک انگشت برایش ناقص میماند . اما در اینجا قابلیت اضافی یعنی ماده اضافی وجود دارد . البته تا یک علل تصادفی و اتفاقی در کار نباشد این بی نظمی رخ نمیدهد . اگر ما درست دقت کنیم و ریشههای علی و معلولی توارث او را بررسی کنیم ، در نطفه مرد یا نطفه زن یا رحم زن یا غذاهائی که زن در دوره بارداری خورده یا آن خصوصیاتی که در ژن او بوده بالاخره یک فعل و انفعالی در جنبههای قابلی رخ داده که این حالت پیدا شده است . حالا بعنوان مثال اگر طبیعت یک حجم معینی از ماده برای ساختن یک مصنوع خاصی احتیاج دارد که اگر کمتر از آن بشود امکان ندارد و بیشتر از آن بشود زائد است ، در اینجا طبیعت ممکن است دو گونه عمل کند . در بعضی از موارد ممکن است طبیعت اصلا آنرا حذف کند ، کما اینکه در بسیاری از موارد اینطور رخ میدهد یعنی وقتی چیزهای زائد پیدا میشود اگر مورد نیاز طبیعت نباشد حذف میشود . این نظریه استعمال و عدم استعمال که " لا مارک " آنرا مطرح کرده نظریه خیلی خوبی بود . البته او میخواست با این نظریه تکامل را توجیه کند و آنرا برای توجیه تکامل کافی میدانست ، در حالیکه این نظریه برای توجیه تکامل کافی نبود ، ولی این مقدار درست است که یک عضو که مفید بوده است اگر چند نسل بگذرد و مورد نیاز حیوان نباشد تدریجا حذف میشود ، این هیچ علت و توجیه دیگری هم ندارد که چرا این عضو حذف میشود جز اینکه بگوئیم طبیعت خودش متوجه به غایت است یعنی این اعضاء را میخواهد برای هدفی . البته طرز کار طبیعت مثل طرز کار یک صنعتگر انسانی نیست که بگوئیم همین الان که احساس شد که این مورد نیاز نیست بلافاصله چاقو را بردارد و آنرا قطع کند ، طبیعت خودش یک نظامی دارد شاید در طول هزار سال آنرا حذف میکند . مثلا فرض کنید یک موجودی به قول آنها دم داشته و به دم احتیاج داشته ، این دم مورد نیاز طبیعت بوده ، بعدها در اثر