درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٥
یک عدد و یک ماهیت است بیندازیم ، این ماهیت لا بشرط است از هر چیزی غیر از ذات خودش . از آن جمله لا بشرط است از وحدت و کثرت . پس در طبیعت عشره نیامده که واحد باشد و چنین نیست که وقتی میگوئیم یعنی یک ده تا . البته این را با تعبیرات عرفی نباید اشتباه کرد . در تعبیرات عرفی وقتی که ما شیئی را به کار میبریم قرینه همیشه دلالت بر وحدت میکند . اما اینکه قرینه دلالت بر وحدت کند غیر از این است که وحدت در خود آن طبیعت اخذ شده باشد . در عرف مثلا اگر کسی به دیگری بگوید من ده تومان به شما میدهم ، گیرنده نمیتواند در اینجا فیلسوف شود و بگوید الماهیه من حیث هی لیست الا هی ، این حرف اطلاق دارد ، شامل یک ده تومان میشود ، دو ده تومان میشود ، صد ده تومان میشود ، یک میلیون ده تومان هم میشود ، باید قرینه پیدا کرد که مقصود چیست . نه ، عرف از این جمله یکی را میفهمد. وقتی گفت من ده تومان پول میدهم یعنی یک ده تومان. سؤال : یا منظورش همان ده تا یک تومانی است ؟ استاد : نه ، ده تا یک تومانی غیر از یک ده تومانی است . کسی که میگوید عشره واحده یا مثلا میگوید عشره تومان ، غیر از اینست که بگوید ده تا یکی یکی جدا از هم . کسی که میگوید عشره واحده ، ده تا را به صورت یک عدد اعتبار میکند . از نظر عرف ، در این موارد ، در غیر عدد هم به همین ترتیب است . مثلا وقتی کسی گفت من به تو اسب میدهم ، مقصودش اینست که یک اسب میدهم ، اسبی میدهم ، این دارای " یاء " وحدت است . و الا اگر چنین نبود ، یک اسب هم اسب است ، دو تا اسب هم اسب است ، صد تا اسب هم اسب است . به هر حال ، مقصود اینست که هر عددی همانطور که از وحدت تشکیل شده و تألیف شده ، معروض وحدت هم قرار میگیرد ، و حتی معروض هر عدد دیگری هم قرار میگیرد . کما اینکه آن عددی هم که عارض است فی حد ذاته صلاحیت این را دارد که باز هم معروض وحدت قرار بگیرد و هم معروض ثنائیت و هر عدد دیگر . مثلا اگر کسی گفت : ده اسب میدهم ، میتوانیم بپرسیم یک ده اسب یا