درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٠
بلا فاعل است . اگر چه این تعبیر در واقع از یک نظر ضعیف است ولی چنین است که یک وقت گفته میشود فاعل بلاغایت است ، یک وقت میگوئیم آنچه که صلاحیت دارد که غایت فاعل واقع شود مربوط به آن فاعل نیست ، اتفاقا پیداشده است . ولی بهرحال در هر دو مورد رابطه میان فاعل و غایت نفی میشود . اگر از این دید ما بحث کنیم ، بحث اتفاق در باب علت و معلول از توابع بحث علت غائی میشود . ولی میشود بنحو دیگری این بحث را مطرح کرد ، که در طبیعیات شیخ به این شکل عنوان کرده است ، و آن بدین نحو است که گفته شود : از جمله اسباب و علل عالم یکی " بخت " است و دیگری " اتفاق " . خود بخت و اتفاق علت هستند ، یعنی علت فاعلی هستند . بنابراین بحث بخت و اتفاق بر میگردد به علت فاعلی . فلان چیز چرا وجود پیدا کرد ؟ علتش چه بود ؟ علتش بخت بود . فلان چیز چرا وجود پیدا کرد ؟ علتش چه بود ؟ علتش اتفاق بود . آیا چیزی به نام بخت خوب و بخت بد ، بخت سعید و بخت شقی وجود دارد . آیا واقعا میشود گفت که در عالم خارج چیزی بنام بخت وجود دارد که بسیاری از حوادث را ، حوادث خوب را برای دارندگان بخت خوب بوجود میآورد و بعضیها دارای بخت شوم هستند و بسیاری حوادث بد را آن بخت شوم برای آنها میآورد ، یعنی بخت خودش یک عاملی است از عوامل عالم ؟ انسان میبیند که برای بعضی از اشخاص جریانها بسود ایشان تمام میشود . ( البته تجربهها در این موارد ناقص است ) مثلا بازرگانی را میبیند که هر معاملهای میکند بسودش تمام میشود هر جنسی میخرد آن جنس ترقی میکند و هر کالائی را میفروشد با منفعت و بدون ضرر میفروشد و پیش از آنکه قیمتش تنزل کند آنرا میفروشد بدون اینکه آگاه باشد که این جنس تنزل میکند .