درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤
تعبیری عرفا دارند که عالم انسان کبیر است و انسان عالم صغیر . البته در تعبیرات دقیقتر عرفانی عکس این قضیه را میگویند . میگویند عالم انسان صغیر است و انسان عالم کبیر . در خیلی جاها هم این مطلب آمده است . از جمله کسانی که در دنیای اسلام روی این مطلب خیلی تکیه کردند و از آنها به این طرف رواج بیشتری یافته ، اخوان الصفا هستند که در رسائل خود روی آن تکیه کردهاند و خیلی از تعلیماتشان بر همین اساس است . میگویند که تعلیمات فیثاغوریان در تعلیمات اخوان الصفا انعکاس پیدا کرده است . گفتیم که بر عکس آنچه معروف است در تعلیمات افلاطون مسأله سیر و سلوک و تهذیب نفس و اینجور موارد نیامده و فقط آن مقداری که دیده میشود در تعلیمات فیثاغورث است ، نه افلاطون . در تعلیمات فیثاغورث مطالبی که مربوط به تهذیب نفس ، که در واقع نوعی عرفان است یافت میشود . آن روز هم عرض کردیم که فیثاغورث شخصیتی است چند بعدی . بعدی از او ریاضی دان را نشان میدهد ، بعد دیگرش او را فیلسوف نشان میدهد ، بعد روحی و فکری او را اگر نگاه کنیم به یک نفر پیغمبر و عارف شبیه است ، تعلیمات پیامبرانه دارد . به مسائلی نظیر معاد و قیامت و تهذیب نفس و عالم بقا و حتی چیزی نظیر عالم مثال هم معتقد بوده . روش او هم یک نوع روش زاهدانه بوده و یک نوع اشتراکیت زاهدانه را هم قائل بوده . بعد هم جمعیت تشکیل داده و پیرو پیدا کرد ، تقریبا امت پیدا کرد . [ معتقد است اگر کسی تهذیب و تزکیه نفس کند ] به راز عالم که عدد و مقدار است پی میبرد . " و ربما یقول : النفس الانسانیه تألیفات عددیه أو لحنیه ، ولهذا ناسبت النفس مناسبات الالحان ، والتذت بسماعها و طاشت ، وتواجدت باستماعها وجاشت . ولقد کانت قبل اتصالها بالابدان قد أبدعت من تلک التألیفات العددیه الاولی ، ثم اتصلت بالابدان ، فان کانت التهذیبات الخلقیه علی تناسب الفطره ، وتجردت النفوس عن المناسبات الخارجه اتصلت بعالمها ، وانخرطت فی سلکها علی هیئه أجمل وأکمل من الاول ، فان التألیفات الاولی قد کانت ناقصه من