درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٠
است ، اینها همه همان وحدت هستند ، وحدت است که در همه اینها ساری است . گفتیم که این فکر اساسا از اینجا ناشی میشود که میخواهند وحدت را منشأ همه چیز بدانند . البته ممکن است که کلمات آنها رمزی باشد ، احتمال رمز در آنها هست . گفتهاند که هر عددی همان وحدت است که دوباره تکرار شده است ، مثل اینکه بار دیگر تجلی کرده است . شیخ میگوید این نظریه نیز نمیتواند معنی داشته باشد . معنی تکرار چیست ؟ فرض کنید که آمدنی وجود پیدا کند و خوردنی وجود پیدا کند ، مسلما این خوردن تکرار آمدن نیست . اگر آمدنی وجود پیدا کند و بعد آمدن دیگری ، یعنی همان شیء بار دیگر پیدا شود ، این را تکرار میگوئیم . پس تکرار به دو چیز قائم است : یکی اینکه حقیقت آن شیء متکرر حقیقت همان شیء اول باشد و تفاوتش در عدد باشد . آمدن اول و آمدن دوم هر دو طبیعت آمدن هستند . ولی اینکه این آمدن ، این آمدن است ، و آمدن دیگر ، آن آمدن است به دلیل اینست که این ، آمدن اول است ، و آن ، آمدن دوم است . پس تکرار با عدد پیدا میشود ، یعنی عدد مقوم تکرار است ، نه اینکه عدد با تکرار پیدا شود . خلاصه بیان شیخ اینست که تا ما اول عدد را اعتبار نکنیم تکرار معنی ندارد . اما اگر ما بخواهیم بگوئیم با نفس تکرار عدد پیدا میشود ، پس خود تکرار چیست ؟ شما میگوئید وحدت ، بعد هم میگوئید که " دو " هم وحدتی است ، " سه " هم وحدتی است . آیا فرقی بین این وحدت که اثنان مینامید و آن وحدت که ثلاث مینامید هست ؟ یا فرقی نیست ؟ اگر فرقی نیست و اینها همه وحدت هستند ، پس چیزی تکرار نشده . یا شما میگوئید فرق دو و سه و چهار و پنج اینست که یک چیز است که تکرار شده . در این صورت آن چیز باید خودش چیزی باشد و تکرار چیزی دیگر . تکرار هم غیر از این نیست که مثلا میگوئیم بار دوم ، بار سوم . پس اساسا اگر ما بخواهیم بگوئیم تکرار چیزی نیست مگر خود همان شیء ، دیگر معنی ندارد که در دنیا عددی وجود داشته باشد . این خلاصه بیان شیخ است . بعد این را تشریح میکند و میگوید آیا وحدت مرتبه دوم همان وحدت مرتبه اول است که تکرار شده یا غیر آن ؟ اگر غیر از آن است پس وحدت منشأ عدد نشده و عدد را