درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٧
اشکال خود را وارد میکند . قبلا گفتیم که آنهائی که به تعلیمیات قائل هستند ، بعضی از آنها به عدد مجرد عقیده دارند و بعضی دیگر قائل به عدد مجرد نیستند ( که بعضی از محشین هم در اینجا در باب عدد تعلیمی و عدد عددی گفتهاند منظور از عدد تعلیمی عدد مثالی و عدد مجرد است و عدد مفارق است . شاید همینجور باشد ، نفی نمیکنیم . ولی این بار عبارت شیخ که میگوید آنها در باب پیدایش عدد از وحدت سه نظریه دارند نمیسازد . شیخ نگفته است که آنها در باب پیدایش مفارقات از وحدت یک نظر دارند و در باب پیدایش غیر مفارقات نظر دیگری . اینست که ما نمیتوانیم باور کنیم که بیان محشین در توجیه عبارت شیخ بیان درستی باشد ) . بهرحال ، شیخ میگوید شما که عدد را مبدأ برای این حقایق میدانید ، این حقایق یا متناهی است یا غیر متناهی . مثلا حقیقت مفارق اول را عدد یک بدانیم ، و مفارق دوم را عدد دو ، و مفارق سوم و چهارم را عدد سه و چهار ، و به همین ترتیب بالا برویم . عقول و مجردات که اسم و نشان ندارند که ما از روی شمارهشان آنها را بشناسیم مثلا بگوئیم عقل شماره فلان ، عقل شماره فلان تا اینکه برسیم به عقل شماره یک میلیون . حالا شیخ میگوید این یا متناهی است یا نامتناهی . اگر بگوئیم متناهی است ، یعنی اینکه این مجردات که از عدد تشکیل شدهاند ، اینها وقتی رسید به یک میلیون و پانصد و نود و هشت هزار و چهارصد و بیست و پنج واحد ، دیگر متوقف میشود و نمیتواند بالاتر برود . میپرسیم : چرا ؟ دلیلی نمیتواند داشته باشد که متوقف شود . در صورتی که عدد که سازنده این حقایق است نسبتش با مادون و مافوق هر دو یکی است ، حقیقت همه عدد است ، اینها حقیقتی غیر از خود عدد ندارند ، تحقق یافتن هر عددی مبدأ غیر از خود عدد ندارد . آنوقت چه دلیلی میتواند داشته باشد که عدد ذکر شده تحقق پیدا کرده اما عدد بعد تحقق پیدا نکرده است ؟
[ فرض نامحدود بودن مفارقات ]
ممکن است کسی بگوید که این مجردات و مفارقات غیر متناهی است ، یعنی اعداد غیرمتناهی است . شیخ میگوید لازمه این حرف این است که صور