درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤
شیء صادر میشود و از حیثیت امکانی آن شیء دیگر صادر میشود . پس در آن واحد از عقل دو موجود صادر میگردد . به همین ترتیب از عقل دوم ، تا اینکه میرسد به عقل فعال و هیولی . در اینجا هم میگوید عقل دارای دو حیثیت است . به همین جهت عقل مساوی با عدد اثنین است . البته منظور از عقل در اینجا عقل انسان نیست ، عالم عقل است . عالم عقل مساوی با اثنین است . عقل مقابل اثنان است یعنی اثنان عددی است که با عقل تناسب دارد . " و المعدود الذی فیه ثلاثیه هو النفس ، اذ زاد علی الاعتبارین اعتبارا ثالثا " . آن معدودی که دارای سه حیثیت است نفس میباشد : یکی حیثیت امکان ذاتی و دیگری حیثیت وجوب از ناحیه علت و دیگری تعلقش به شیء دیگر که ناشی از تعلقش به ماده است که عقل چنین تعلقی نداشت . البته این تعلق را کتاب بیان نمیکند ولی علی القاعده باید مقصودش همین باشد . " و المعدود الذی فیه أربعه هو الطبیعیه اذ زاد علی الثلاثه رابعا " . که لابد حیثیت چهارمش همان حیثیت زمانی و مکانی طبیعت است . یعنی علاوه بر اینکه آنچه در طبیعت است به ماده تعلق دارد ، خودش هم فی ذاته یک امر زمانی است . طبیعت دارای یک حیثیت امکانی و یک حیثیت وجوبی و یک حیثیت تعلق به ماده و یک حیثیت زمانی است که مجموعا چهار حیثیت میشود . پس ، ببینید : این چهار عددی که آنها را اصل میدانست ، یعنی یک و دو و سه و چهار ، خود عدد وحدت را خارج از همه اعداد قرار داد و مساوی با ذات واجب تعالی دانست . عالم عقل با عدد دو برابر میشود و عالم نفس با عدد سه و عالم طبیعت با عدد چهار . " و ثم النهایه أعنی نهایه المبادیء ، وما بعدها المرکبات ، فما من موجود مرکب الا وفیه من العناصر والنفس والعقل شیء ، اما عین أو أثر حتی ینتهی الی السبعه فیقدر المعدودات علی ذلک وینتهی الی العشره " . به عقیده اینها هیچ موجود مرکبی نیست مگر اینکه هم از طبیعت ، هم از