درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤
بر بیاید . ولی ما این حالت را در هر جا که طبیعت هست میبینیم لااقل در طبیعتهای جاندار این را بخوبی میبینیم . این نشانه این است که طبیعت به سوی همان مقصد خود حرکت میکند و تا یک کسریای پیدا میشود که مضر به تأمین آن مقصد باشد ، فورا این کسری را بر طرف میکند . مسئله دیگری که شیخ این تعبیر را بیان نکرده و من آنرا عرض میکنم ، آنچیزی است که اسمش را " قابلیت انطباق با محیط " میگذارند . این یکی از حیرت انگیزترین فعالیتهای طبیعت است . مسئله انطباق این است که طبیعت وقتی در محیطی قرار دارد با آن محیط هماهنگ است . فرضیه داروین و امثال او میگوید این موجود هماهنگ با محیط است چون ساخته این محیط است ، چون عوامل محیط این را ساختهاند جبرا اینطور است که این شیء بگونهای ساخته شود که متناسب با آن عوامل محیط باشد . به قول شیخ " ولنسامح " ، فرض میکنیم که مطلب از این قرار است . اگر فرض کنیم اینطور باشد . طبیعت خصوصیتی دارد که همین قدر که او را از محیط خودش خارج کنیم و به محیطی ببریم که ناهماهنگ باشد طبیعت شروع میکند به فعالیت کردن برای اینکه وضع جدیدی برای خودش بوجود بیاورد که متناسب با محیط موجود باشد و برای او امکان بقاء را فراهم آورد . البته این تطابق نامتناهی نیست و اگر عوامل محیط خیلی مخالف باشد و شدید باشد ، و برای طبیعت امکان تحمل آن نباشد ، قهرا طبیعت از میان میرود . مثلا اسبهائی که در منطقه استوائی متولد میشوند خصوصیات متفاوتی دارند با اسبهائی که در مناطق معتدل متولد میشوند و یا اسبهائی که در مناطق نزدیک به قطب زندگی میکنند مثل سیبری یا اسبهای روسی ، یک اندام و هیکل و رنگ و قیافهای دارند و اسبهای عربی و استوائی رنگ و قیافه و هیکل دیگری . حالا اگر همین اسبهای عربی را به مناطق معتدل بیاورند ، دیده میشود که تدریجا آنها خودشان را در جهتی که متناسب با محیط موجود باشد تغییر میدهند . یعنی یک عامل درونی در آنها شروع میکند به فعالیت در جهت ایجاد وضعی که