درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
این حرکات نبوده است . یعنی یک سلسله بلاغایتی در عالم وجود داشت و حرکات بی نظمی و این حرکات بی نظم منجر شد به یک سلسله تصادفات و در اثر آن تصادفات ، یک جریانی قهرا بوجود آمد . منتهی چون زمان غیرمتناهی و یا در صورت تناهی بسیار زیاد است ، میلیاردها ملیارد بر این زمان گذشته ، این تکرار مکررات ملیاردها ملیارد حرکات بی نظم ، یک صورت و فرضش هم این بوده که این حرکات بصورتی واقع شوند که این نظم موجود پدید بیاید . پس این نظم اینطور نبوده که از ابتدا فاعلی به سوی آن حرکت میکرده و غایتی داشته از حرکت خودش که این نظم پیدا بشود ، بلکه این نظم بر حسب اتفاق پیدا شده است ، یعنی آن فاعل برای این غایت کار نمیکرده است . این غایت از این جهت که غایت است فاعل ندارد . شما یک اتومبیل را در نظر بگیرید که از یک خیابان شمالی جنوبی عبور میکند و اتومبیل دیگری که از یک خیابان شرقی غربی عبور میکند . اینها قهرا در یک محل تقاطع به همدیگر میرسند ، این اتومبیل شرق به غرب حرکت میکند غایتش چیست ؟ غایتش رسیدن به فلان نقطه غربی است ، و آن که از شمال به جنوب حرکت میکند غایتش رسیدن به یک نقطه جنوبی است ، ولی حالا اگر اتفاقا هر یک از آندو در لحظهای خاص و با سرعت خاصی حرکت کنند . وقتی این به تقاطع میرسد آن دیگری هم در همان لحظه میرسد و هر دو میخواهند از تقاطع عبور کنند و در نتیجه با هم برخورد میکنند . ما معمولا در اینجا کلمه اتفاق را بکار میبریم و میگوئیم تصادف رخ داد . میگوئیم من داشتم از شمال به جنوب میرفتم تا رسیدم به فلان چهار راه اتفاقا از مشرق به مغرب هم یک اتومبیل به سرعت حرکت میکرد سر چهار راه که رسیدیم به هم خوردیم . اینجاست که ما