درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٢
برای اینکه مرکبات بوجود بیایند عناصر لازم است ، همین عناصرند که منشأ این خیراتند و هر عنصری در ذات خود لوازم و خواص و آثاری دارد . همین آتش که خود نقش اساسی در عالم دارد که اگر آنرا بگیریم خیلی چیزها نمیتواند بوجود بیاید ، همین آتش که خاصیت احتراق دارد از لوازمش این است که اشیاء را میسوزاند ، ولو شما بدن صالحین را در آن قرار دهید . اینها غایات بالعرض از نوع مقارن هستند . به بحث اصلی خود باز گردیم : ما اصلا بحث ضروری را مطرح کردیم برای تفکیک بین غایت و امر لازم ضروری و فرق میان غرض و منفعت . فرق است میان غرض و منفعت . منفعت عبارت است از آثاری که منظور اصلی نیستند ولی استطرادا مترتب بر فعل میگردند . پس فرق است میان هدف و آنچه که مترتب میشود بر آن هدف ، که هدف نیست ولی ضروری است . ٤ - مسأله کون و فساد : تا کنون سه اشکال از اشکالات وارد بر نظریه غایت را مطرح کرده و پاسخ دادیم ، اکنون به اشکال چهارم که مسأله کون و فساد است میپردازیم . شیخ میگوید از جمله مثالهای معارض ، " کون و فساد " بود که به تعبیر دیگر اشکال موت و حیات است . اصل اشکال از این قرار است که میگویند فساد که نمیتواند غایت کون باشد یا عدم که نمیتواند هدف حیات باشد . اگر بگوئیم غایت ، کون بعدی پس از این فساد است باز نقل کلام به آن میکنیم ، آن هم که فاسد میشود . . . ، غا یت در غایت میشود و به ما یسکن لدیه نمیانجامد . شیخ در جواب این اشکال سه پاسخ میدهد : ١ - جواب اول شیخ این است که طبع الکل ، هدفش فرد نیست ، کثرت نیست ، بلکه هدفش ابقاء نوع است ، میخواهد انسان ، درخت ، نهال روی زمین باشد . در ماوراء طبیعت ، نوع را با فرد میتوان حفظ کرد ولی در طبیعت نمیشود با فرد ، نوع را حفظ کرد بلکه باید افراد متعاقب یکدیگر بیایند . مثل باغبانی که گل بخصوصی را میخواهد داشته باشد ، پس این گل بخصوص هدف نیست ، گل بعدی هم هدف نیست . اگر ممکن بود که همین گلهای اولی برای ابد باقی بودند او به هدفش رسیده بود ولی در عالم کون و فساد این ابدیت ممکن نیست .