درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٥
بعضی گفتهاند نتیجه چیزی جدا از این دو مقدمه نیست . گفتهاند صغری و کبری مثل ماده هستند و نتیجه مثل صورت . ولی این آقایان ( فلاسفه ما ) این مطلب را رد میکنند و میگویند دو مقدمه ، نتیجه را ایجاد میکنند . میگویند علم به نتیجه ، علم جدیدی است و به منزله فرزندی است که از دو مادر متولد میشود . ابو سعید ابوالخیر هم به بوعلی گفت : هنگامی که میگوئید " الف ، ب است " و " هر ب ، ج است " ، " پس الف ، ج است " شما از کجا میگوئید که " هر ب ، ج است " ؟ آیا همه ب هاج است یا بعضی از آنها ؟ قطعا همه ب هاج است و از جمله خود همین " ب " و حال آنکه شما تازه میخواهید بکمک نتیجه این مطلب را ثابت کنید . بوعلی جواب خوبی داده است ، گفته است که با علم به کبری ، ما بطور اجمالی علم به نتیجه داریم و با علم به نتیجه ، علم تفصیلی پیدا میکنیم . مثلا فرض کنید که حتما میدانیم که همه شیرازیها خون گرمند ، اما آقای X را که شیرازی است نمیدانیم که شیرازی است خوب ، آیا میدانیم که او خون گرم است یا نه ؟ جواب این است که هم میدانیم و هم نمیدانیم . تحت " هر شیرازی " میدانیم که خون گرم هست ولی در تحت " شیرازی بودن " نمیدانیم . " شیرازی بودن " در صغری باثبات میرسد و " هر شیرازی " مربوط به کبری است . مقصود از برهان نیز به قول شیخ علم تفصیلی است . جواب پرسشی در مورد وحدت خداوند : وحدت در خداوند حتی به این معنا نیست که بتوان از آن عدد ساخت . در آحاد ، درست است که یک واحد ، عدد نیست ولی استعداد عدد شدن دارد یعنی میتواند با واحدهای دیگر جمع شود و خلاصه استعداد تکرر دارد و از آن ، عدد و کثرت بوجود میآید . اما وحدت خداوند ، وحدت عددی نیست ، یعنی واحدی نیست که مثل واحد اعداد ، قابل تکثر و قابل تکرر باشد .