درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
ایرادات وارده در مورد حصر علل به علل اربعه : گفتیم که ارسطو در طبیعت قائل به چهار نوع علت شده است . ولی در مورد حصر علل به علل اربعه نقضهائی شده است . از جمله گویند : ١ - علیت ماهیات را برای لوازم ماهیات از کدام نوع میدانید ؟ مثلا لازمه ماهیت انسان امکان وجود اوست ، و زوجیت لازمه اربعه است . این چه نوع علیتی است ؟ ٢ - سؤال دیگری این است که خود علت فاعلی و علت غائی چه رابطهای با یکدیگر دارند ؟ رابطه اینها هم بالاخره یک رابطه علی و معلولی است . چه ، تعریفی که در باب علیت کردیم این بود که علت چیزی است که معلول در وجودش به آن نیازمند است . مثلا از کسی که ورزش میکند میپرسی برای چه ورزش میکنی ؟ میگویدبرای سلامتی . و سلامتی پیدا کرده است میپرسیم به چه علت ؟ میگوید به علت ورزش که حتی بنظر میرسد که در اینجا دور وجود دارد . اما به هر حال یکی از آنها علت فاعلی است و یکی دیگر ، علت غائی ( برای سلامت بعلت ورزش ) . " علت فاعلی " ، علت " علت غائی " است بحسب وجود خارجی ، اما وجود ذهنی علت غائی ، علت فاعل میشود . وجود ذهنی علت غائی ، فاعل بالقوه را فاعل بالفعل میکند . پس دور لازم نمیآید . ٣ - سؤال دیگر اینکه رابطه علت صوری و علت مادی چگونه است ؟ اما رابطه علت صوری با مرکب یا رابطه علت مادی با مرکب واضح است ، صورت ، علت صوری مرکب است و ماده ، علت مادی مرکب . آیا صورت نسبت به ماده نوعی علیت دارد یا نه ؟ و اگر چنین رابطه علیتی وجود دارد آن ، از چه نوع است ؟ ٤ - سؤال دیگر این است که اگر ما یک مجموع مرکبی داشته باشیم که چیزی بر آن عارض شود آیا بین این مجموع مرکب و آن عارض نوعی علیت وجود دارد ؟ مثلا سبب ( مجموع ماده و صورت ) را در نظر میگیریم که رنگ یا بوئی عارض آن میشود . آیا نوعی رابطه علیت بین سیب و آن عرض هست یا نیست ؟ طبق تعریف علت و معلول داریم :