درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٦
آنوقت بحث را میبریم روی آن صورت و به همین ترتیب الخ که تسلسل پیش میآید ، که بحث مهمی هم هست و خود شیخ هم میگوید أفضل أجزاء الحکمه است . و اتفاقا بحثی است که در فلسفههای امروزی بکلی فراموش و متروک شده است . ما باید این بحث را خیلی جدی مطالعه کنیم . خلاصه ، ارسطو ، مراحل چهارگانه علی را که در هر مصنوع بشری وجود دارد به تمام عالم طبیعت تعمیم داده و برای هر پدیدهای در عالم طبیعت ، این چهار علت را اثبات میکند . بدین قرار : گفتیم که هر مادهای ، هر صورتی را نمیپذیرد ، مثلا از پشم ، چراغ و از فلز ، پیراهن درست نمیشود . آن صورتی که ما به چراغ میدهیم ، کی چراغ ، بالفعل چراغ میشود ؟ همان وقتی که صورت چراغی بوجود میآید . پس صورت ملاک بالفعل بودن چراغ است . اما آن ماده قبل از صورت چراغ ، هم چراغ بود و هم چراغ نبود . " چراغ نبود " که واضح است اما در عین حال با پشم هم فرق داشت ، این استعداد را داشت که چراغ بشود . پس میگوئیم چراغ بالقوه است . پس علت مادی ملاک بالقوه بودن چراغ است . اکنون اگر بتوانیم عین همین موضوع را در عالم طبیعت اثبات کنیم آنوقت دید دیگری نسبت به جهان پیدا میکنیم . یک نطفه در صورتی است که میتواند انسان بشود ، اما یک سنگ نمیتواند انسان بشود مگر از مسیری که هست جدا شده و به مسیر دیگری بیفتد . و در مورد دلیل چهار قسم بودن علل میگویند علت شیء یا جزء وجود شیء هست و یا نیست ( یعنی یا داخل در قوام شیء هست و یا داخل در قوام شیء نیست ) . اگر جزء وجود شیء باشد یا " جزء " ی است که ملاک بالقوه بودن او است که " ماده " نام دارد و یا " جزء " ی است که ملاک بالفعل بودن اوست که " صورت " نام دارد . اگر هم علت شیء خارج از وجود شیء باشد یا " علت غائی " است یا " علت فاعلی " . بحث : در این میان آنچه که صددرصد مورد قبول است علت فاعلی است ، اما علت غائی شدیدا مورد انکار قرار گرفته است ( البته در طبیعت ) و از نظر