درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣
١ - شرح الاسم گاهی به همان معنای لفظی است . همان کاری که کتب لغت انجام میدهند . تعریف لفظی در مقابل تعریف معنوی است . در تعریف معنوی ، مفهوم لفظ برای ما معلوم است اما میخواهیم کنه معنی و ماهیت آنرا بدست آوریم ، فرض کنید یک وقت شعر شاعری را میخوانیم و به لغتی برمیخوریم که معنای آنرا نمیدانیم . مثلا در شعر حافظ " رند " را میبینیم یا در شعر دیگری " پوپک " را میبینیم و میخواهیم معنی آنرا بدانیم . در اینجا ما در طلب تعریف لفظی هستیم . اما گاهی اوقات معنی لغت را میدانیم ، اما میخواهیم مفهوم واقعی و حد و تعریف حقیقی آنرا بدانیم . مثلا معنی لفظی دائره را میدانیم و حتی آنرا در خارج میشناسیم ، اما میخواهیم ماهیت و کنه ذات این معنی را بدانیم . در اینجا ما در طلب تعریف معنوی هستیم . شرح الاسم گاهی به همان معنی و تعریف لفظی و لغوی بکار میرود . ٢ - شرح الاسم را گاهی به همان تعریف حقیقی نیز میگویند . اگر چیزی را تعریف حقیقی ( = تعریف معنوی ) کنیم اما وجود آن شیء در خارج محرز و معلوم نباشد در اینجا است که اصطلاح " شرح الاسم " را بکار میبرند . اکنون شیخ بحث دیگری را مطرح کرده و آن اینکه ماالفرق بین ماهیه الشیء والصوره . در اینجا شیخ بحث نسبتا مفصلی کرده که مورد قبول دیگران نیست . ما اول دو مطلب را از خارج بیان کرده و سپس سراغ عبارات شیخ میرویم . البته عبارات شیخ رسا نیست ولی با توضیح محشین ، واضح میشود . همانطور که خود شیخ در باب علت و معلول گفته است " صورت " به معانی مختلف بکار رفته است . معنی شایع صورت همان است که در مقابل ماده بکار میرود ، یعنی جوهری که حال در جوهر دیگر است و با آن مجموعا ماهیتی را تشکیل میدهد . چون فرض مشائین بر عکس اشراقیین این است که جسم مرکب است از ماده و صورتی ، یعنی جوهر واحدی است که از دو جوهر ترکیب