درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧
فصل میکنیم و . . . و لذا تسلسل پیش میآید . در جواب این اشکال گفتهاند که شما اشتباه مفهوم با مصداق کردهاید ، آنچه که تحت مقوله قرار میگیرد مصادیق خارجی است نه مفاهیم . پس آیا مفهوم ناطق جوهر است ؟ نه . اشکال فوق و راه حل آن شبیه اشکالی است که در مورد مسأله علم و وجود ذهنی شده است و آن اینکه شما از طرفی میگوئید که ماهیت اشیاء خارجی عینا در ذهن میآید . اکنون اگر ما یک جوهری مثل انسان را تعقل کنیم از یک طرف آن شیء تعقل شده جوهر است و از طرف دیگر چون علم از مقوله کیف است آن شیء تعقل شده تحت مقوله کیف قرار دارد . حال ، این اشکال چگونه حل میشود ؟ آیا یک چیز میتواند هم از مقوله جوهر باشد و هم از مقوله کیف ؟ جواب این است که آن جوهر در عقل ، مفهوما جوهر است و مصداقا کیف است . " ناطق " هم داخل در هیچ مقولهای نیست چون ناطق ، مفهوم است نه مصداق . مقولات اساسا در مورد مصادیق بکار میرود .