درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
این موجود احساس میکند ، این احساس تحت تأثیر عوامل محیط خارجی انجام میگیرد . فلسفههای امروز تقریبا چنین بیانی دارند . اینها منکر صور نوعیه و قوای درونی آن که قدما بدان معتقد بودند میباشند . و اگر این صور نوعیه که به ماده اضافه میشود نباشد لذا تمام مواد عالم با هم مساویاند ، پس دیگر درونی وجود ندارد . . . ٢ - فرض دیگر این است که تصور کنیم که همه این حالات ، منشأش قوای درونی خود آنها یا صور خود آنها است . مثلا در جواب اینکه این شخص چرا کوتاه است یا سفید است یا . . . بگوئیم زیرا نفس او ، چنین اقتضا کرده است . او را جدای از محیط دانسته و هر چیزی را وارد از خودش بدانیم . ٣ - فرض سوم این است که خواص اشیاء بر دو گونه است : بعضی از خواص ، ناشی از انفعالات ماده شیء است که از این جهت ، شیء تحت تأثیر عوامل خارجی قرار داشته و به حالت پذیرش و انفعال ماده مربوط میگردد . مثلا ماده از جهت اینکه منجمد باشد یا غیر آن ، سفید باشد یا سیاه ، بخودی خود بی تفاوت است . علل خارجی است که میآید و آنرا چنین و چنان میکند . . . ولی بعضی از آثار و صفات هم هست که ناشی از جنبه انفعالی ماده شیء نیست . . . بلکه بعقیده اینها یعنی این فلاسفه در یک طبیعت همیشه دو جریان وجود دارد . بعقیده اینها هر شیء یک صورت نوعیهای دارد و یک حرکتی دارد به سوی یک غایتی که آن غایت برای این شیء از نوع صور است . مثلا نطفه انسان از اول بسوی نفس ناطقه پیش میرود . صورت انسان چیزی است که استعدادش در این نطفه است ، فعلیت خود این نطفه بنحوی آنرا بسوی غایت که صورت نفس ناطقه است میراند . شیخ میگوید یک شیء که بسوی غایت خویش میرود در ضمن این حرکت مصادماتی دارد ، با محیط و علل خارجی برخوردهائی دارد که این برخوردها هزاران اثر روی این شیء میگذارند اما بر روی غایت اثری ندارند . . . اکنون میتوانیم ملاک تمیز فصول را از غیر فصول بیان کنیم و آن اینکه فصول آنهائی هستند که در مسیر اصلی طبیعی شیء واقعند . ولی عوارض دیگر یعنی آثار