درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١
" ناطق " اضافه میشود و مجموعا یک ذات را تشکیل میدهند که همان " انسان " است . و به حیوان ، " ضاحک " اضافه میشود اما یک ذات را تشکیل نمیدهند . اکنون مطلب مهم این است که اموری را که لاحق جنس میشود با چه ملاکی تشخیص دهیم که فصل است و مجموعهاش با جنس یک ذات را تشکیل میدهد و یا غیر از این است ، و این یکی از دو اصل مهم منطق است . زیرا منطق علمی است که راه رسیدن به مجهولات از طریق معلومات را نشان میدهد و این کار به وسیله دو باب مهم انجام میگیرد : ١ - باب حدود : برای رسیدن از تصورات معلوم به تصورات مجهول . ٢ - باب قیاس : برای رسیدن از معلومات تصدیقی به مجهولات تصدیقی . در باب قیاس ، راه برهان است ، راه تحصیل قیاس ، برهان است . اما راه تحصیل حد چیست ؟ از کجا بفهمیم که جنس و فصل این شیء چیست ، مثلا حد انسان چیست ؟ راه یافتن تمام اجناس و فصول انسان چیست ؟ گفتهاند : الحد لا یکتسب بالبرهان . میگویند یگانه راه تحصیل حد ، تقسیم و تحلیل است . تحلیل در منطق از یک مقام عالی برخوردار است . فلاسفه یونان نیز تحلیل اول داشتهاند ، تحلیل دوم داشتهاند ، . . . و آنالوطیقا همان آنالیتیک است . راه بدست آوردن حدود واقعی اشیاء ، یعنی حد تام ، یا تعریف کامل ، تحلیل و تقسیم است . در اینجا کمیت منطق تا حد زیادی لنگ است . و در بین فلاسفه و منطقیین این بحث بوده است که آیا راهی برای بدست آوردن حد تام اشیاء وجود دارد یا نه ؟ برخی از آنها مانند شیخ و فارابی و خلاصه اکثر اعاظم معتقدند که ما باید به رسوم اکتفا کنیم و یافتن حد تام اشیاء برای ما ممکن نیست . اگر بگوئیم یافتن حد تام مقدور فلسفه نیست آنگاه این اشکالی است بر فلسفه، که نتوانسته است یکی از وظائفش را عملی کند. پس آن معانی خارج از جنس که لاحق جنس میشود هم شامل فصول است هم شامل عرضیها ی عام و هم شامل عرضیهای خاص . اکنون ما میخواهیم ملاک و قانونی پیدا کنیم که تشخیص دهیم این معانی کی یا کدامیک فصل است و کی یا کدامیک عرضی خاص و کی یا کدامیک عرضی