درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨١
اعداد را ناشی از وحدت ، در مورد اینکه اعداد دیگر چگونه از وحدت ناشی میشوند سه نظریه دارند . از طرف دیگر آنها عدد را اصل و حقیقت همه اشیاء میدانند . پس در واقع نظریات راجع به وحدت و انشاء عدد از آن ، نظریاتی است در باب هستی و خلقت و آفرینش . چون بحث اینها صرف یک بحث ذهنی نیست ، چنانکه دیگران بحث میکنند و عدد را یک عرض خارجی میدانند ، آنهم یک عرض تعلیمی ، که این بحثی است درباره ماهیت اعداد که میگویند وحدت مبدأ اعداد است و هر عددی را هم نوع مستقل میدانند و آنوقت ماهیت هر نوعی را مشخص میکنند . نه ، حرف فیثاغوریین بالاتر از این حرفها است . فرض اینست که آنها قائلند که حقیقت اشیاء عدد است ، و در واقع ماهیت اشیاء را عدد تشکیل میدهد . یعنی اگر بپرسیم : " الفرس ما هو ؟ " جواب میدهند که حقیقتش اینست که " هو عدد خاص " . گفتیم مثل اینست که بگوئیم اسب عین عدد ١٧٤٢٣ است ، از این عدد این موجود تشکیل میشود . انسان چیست ؟ حقیقت او یک عدد دیگر است . حال اگر انسان را عدد بیشتری بدانیم کاملتر از فرس میشود و اگر او را عدد کمتری بدانیم فرس کاملتر از انسان میگردد . بنابراین بحث اینها در باب وحدت و کیفیت انشاء عدد از وحدت ضمنا بحث در حقیقت آفرینش هم بوده است ، که آفرینش از وحدت پیدا شده و چگونه پیدا شده .
[ نظریه اول ]
آنهائی که انشاء عدد از وحدت را علی وجه العدد العددی دانستهاند ، تعبیر شیخ این بود که : " فجعلوا الوحده فی أول الترتیب " . یعنی خود وحدت را عدد اول قرار دادهاند ، که در این صورت وحدت جزء عدد میشود ، برای اینکه گفت : فجعلوا الوحده فی أول الترتیب . در این ترتیب خود وحدت همان شماره اول قرار گرفته . پس عدد اول خود وحدت است ، ثم الثنائیه ، ثم الثلاثیه . وحدت یعنی یکی ، ثنائی یعنی دو تائی ، ثلاثی یعنی سه تائی ، و به همین ترتیب . البته شیخ بعدا خواهد گفت که اینها در باب ثنائیه ، و ثلاثیه ، در عین اینکه معتقدند که دو تائی عبارت است از جمع دو وحدت ولی نمیخواهند بگویند که آن دو وحدتی که