درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢
نامگذاری افرادشان به عدد است . مثلا در کاروانهای حج هر فردی شمارهای دارد ، یکی شمارهاش بیست و چهار ، دیگری بیست و پنج ، و دیگری بیست و شش . مسؤولین کاروان چون سر و کارشان با عدد است کم کم اسمها را بکار نمیبرند و نمیگو یند مثلا آقای احمدی ، بلکه میگویند مثلا آقای بیست و چهار یا آقای بیست و پنج . حالا شیخ میگوید بنابر نظر اینها افراد یعنی اعداد ، اشیاء یعنی اعداد . بطور مثال ماهیت انسان یعنی چه ؟ یعنی مثلا عدد ٦٧٤٥ ، فرس چیست ؟ مثلا عدد ٥٤٢١ ، زیرا که اصلا ماهیت اینها را ماهیت عدد میدانند . شیخ میگوید آیا ما میتوانیم تفاوت انسان و فرس را فقط یک تفاوت عددی ، یعنی به اقلیت و اکثریت بگذاریم ؟ که اگر یک عدد مثلا روی فلان عدد بگذاریم بشود ماهیت انسان و یک عدد که از آن برداریم بشود ماهیت دیگر . شیخ بحث دیگری را شروع میکند و درباره وحدت میگوید آیا آنها وحدتها را متساوی میدانستند یا غیر متساوی ؟ اگر وحدتها را غیر متساوی بدانند که در واقع وحدت نیست و چیز دیگر است ، عدم تساوی است ، خواه این عدم تساوی اختلاف مقداری باشد و خواه عددی . اگر اختلاف مقداری باشد که در این صورت وحدت مقدار است نه عدد ، [ در حالیکه وحدت مبدأ مقدار است ] . و اگر اختلاف عددی باشد این خودش کثرت است نه وحدت . و اگر وحدتها را مساوی بدانند ، آنوقت نمیشود از وحدتهای مساوی ، اشیاء غیر مساوی بوجود بیاید .
[ شرح و توضیح متن ]
" فصل فی ابطال القول بالتعلیمیات والمثل : فنقول : انه ان کان فی التعلیمیات تعلیمی مفارق للتعلیمی المحسوس ، فاما أن لا یکون فی المحسوس تعلیمی البته أو یکون ، فان لم یکن فی المحسوس تعلیمی وجوب أن لا یکون مربع ولا مدور ولا متعدود محسوس ، واذا لم یکن شیء من هذه محسوسا فکیف السبیل الی اثبات وجودها بل الی تخیلها ، فان مبدأ تخیلها کذلک من الوجود المحسوس حتی لوتوهمنا واحدا یحس شیئا منها لحکمنا أنه لا یتخیل بل لا یعقل شیئا منها ،