درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٠
" ب " را دو و " ج " را سه و " دال " را چهار . حروف یونانی هم همینجور بوده که وقتی میخواستند رقم را هم بنویسند همان حروف را مینوشتند . و خیال میکنم که در این نقل شهرستانی که میگوید گروهی از آنها حروف مجرد از ماده را مبادی میدانستند اشتباهی هست ، که اشتباه یا از خود شهرستانی است یا از منابعی که او از آنها گرفته است . آنها واقعا برای حروف از آن جهت که حروفند مبدئیت قائل نبودند ، آن حروف از آن جهت که نماینده عدد بودند مبادی واقع میشدند . بر همین اساس ترکیب اینها نیز [ به حسب قرار داد ] مختلف میشود . ترکیب اعداد طبیعی است ، دو و سه که با هم جمع شوند به طور طبیعی پنج میگردد . اما مثلا دال و جیم اگر ترکیب شوند چند میشود ؟ این بستگی به قرارداد دارد . " و صارت جماعه منهم الی أن مبدأ الجسم هو الابعاد الثلاثه ، والجسم مرکب عنها . و أوقعوا النقطه فی مقابله الواحد ، والخط فی مقابله الاثنین ، والسطح فی مقابله الثلاثه ، والجسم فی مقابله الاربعه ، وراعوا هذه المقابلات فی تراکیب الاجسام ، وتضاعیف الاعداد " . اینکه بگوئیم جسم مرکب از ابعاد ثلاثه است غیر از این است که بگوئیم قابل ابعاد ثلاثه است . ابعاد ثلاثه خودش کمیت است . بنابر نظر اینها جسم خودش نفس ابعاد ثلاثه است .
طبایع و نفوس در فلسفه فیثاغورث
" و مما ینقل عن فیثاغورث : أن الطبائع أربعه ، والنفوس التی فینا أیضا أربعه ، العقل ، والعلم ، والرأی ، والحواس . ثم رکب فیه العدد علی المعدود ، والروحانی علی الجسمانی " . قبلا خواندیم که اینها برای عدد چهار یک اهمیتی قائل بودند ، کما اینکه برای عدد ده هم یک اهمیت خاصی قائل بودند . و نقل کردهاند که در مواردی که حساب طبیعت با این عدد جور در نمیآمد . میگفتند : چیزی بالاخره وجود دارد اگر چه برای ما محسوس نیست . مثلا چون عدد ده را عدد کامل میدانستند و ترکیب