درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦
است ، فضیلت و رذیلت دو ماهیت نیستند که تحت آنها انواعی باشد ، بلکه اینها یک سلسله معانی اعتباری هستند که در علوم عملی اعتبار شدهاند . اگر بخواهیم فضیلت را تعریف کنیم ، به چه میتوانیم تعریف کنیم ؟ فضیلت یعنی آن چیزی که خوب است باشد و باید باشد . این " خوب است " و " باید " مفاهیم اعتباری ذهن ما است . رذیلت یعنی آن چیزی که خوب نیست و نباید باشد . این هم یک مفهوم اعتباری است . البته شیخ این مطلب را تصریح نمیکند ولی مطلب همینجور است ، شیخ جهت مطلب را نمیگوید ، همینقدر میگوید که اینها جنس نیستند . ما صدها مفهوم اعتباری داریم که چون اعتباری هستند داخل در هیچ مقولهای نیستند ، یعنی دون المقولات هستند . ما مقولات را در ماهیات میگوئیم . و ماهیات نیز همان حقایقاند یعنی اموری هستند که در خارج متلبس به وجود هستند . اعتبار را ذهن انسان اعتبار میکند . و الا شما میتوانید بگوئید شجاعت تحت عنوان حسن داخل است و تهور تحت عنوان قبیح ، حسن و قبیح با یکدیگر تضاد دارند ، شجاعت و جبن هم با یکدیگر تضاد دارند ، دو نوع تضاد دارند دو جنس هم تضاد دارند . جوابش اینست که حسن و قبیح نیز مفاهیم اعتباری است و در علوم عملی بکار میروند نه در علوم نظری . فرق امور اعتباری و امور نظری اینست که مفاهیم نظری بر اشیاء از آن جهت که اشیاء هستند یعنی وجود دارند منطبق میشود . اما مفاهیم عملی مفاهیمی است که ذهن اعتبار میکند ، امر و نهی و باید و نباید را برای خودش اعتبار میکند ، بعد یک سلسله مفاهیم دیگر از این بایدها و نبایدها میسازد ، مانند مفهوم خوب ، بد ، حسن ، قبیح ، فضیلت ، رذیلت و از این قبیل مفاهیم . شیخ میگوید که اولا فضیلت و رذیلت جنس شجاعت و جبن نیستند . سؤال : . . . جواب : همان است ، بله ، خود عمل انسان تحت اختیار انسان است ، ولی بعد برای اینکه عمل را آنچنان که عقل میگوید بجا بیاورد یک رابطه بایدی میان خودش و آن عمل برقرار میکند و میگوید این عمل باید آنچنان بوجود بیاید یا اینکه کلا این عمل باید بوجود بیاید و فلان عمل نباید بوجود بیاید . بعد آن عملی را که عقل حکم میکند که بوجود بیاید خود دارای ماهیتی میباشد ، اما از جهت