درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٤
زمانی و سه بودن ، این بودنها دیگر با هم وحدت ندارند ، یعنی در واقع بودن اول از بین میرود ، بودن دیگری موجود میشود ، باز آن هم از بین میرود و باز بودن دیگری ، و دیگر رابطهای بین هیچ یک از این بودنها نیست ، و در نتیجه هیچ حملی هم در اینجا دیده نمیشود . یعنی نمیتوان میان این مراتب بودن حملی برقرار کرد ، چون وحدتی در کار نیست ، این بودنها مثل آجرهائی که کنار یکدیگر چیده شدهاند و اشیاء از یکدیگر منفصلند میباشند . میگویند اگر حرکت را بشکافیم و تحلیل کنیم همین است ، ما در واقع شیء در حال لغزش و سیلان نداریم و نمیتواند حرکت متصل واحد باشد ، شما خیال میکنید که واحد است ، همانگونه که خیال میکنید جسم واحد است ، جسم هم در واقع از اجزاء منفصل تشکیل شده و چشم شما خطا میبیند ، حرکت را هم شما خیال میکنید که واحد است بودنهای متوالی است ، بودنهائی که کنار یکدیگر قرار گرفتهاند . بنابراین آن نظریه که حقیقت حرکت را یک سیلان متصل واحد تحلیل میکند این نظریه را که حرکت غیریت مطلق است باطل میکند . حرکت وحدتی حقیقی است در عین غیریت ، بلکه غیریتش اعتباری است . علاوه بر این اگر ما حرکت را مرکب از اجزای لا یتجزا بدانیم یعنی مکان را مجموع اجزای لا یتجزای مکانی بدانیم البته اجزای لا یتجزای کلامی که هیچ بعد ندارد نه اجزای لا یتجزای ذیمقراطیسی و زمان را هم مجموع اجزای لا یتجزای زمانی بدانیم و حرکت را مجموع اکوان لا یتجزائی که به قبل و بعد تجزیه نمیشود که در هر لحظهای از زمان یک کون خاص در یک نقطه خاص باشد ، باز هم اصل هوهویت نمیتواند نفی شود . درست است که دیگر بین مراتب ، هوهویت برقرار نیست و مراتب غیر یکدیگرند ، در عین حال هر مرتبهای خودش خودش است . پس ولو اینکه ما حرکت را به آن صورت غلط که هزاران دلیل علیه آن است تفسیر کنیم باز هم اصل هوهویت به این شکل باطل نمیشود . چون اصل هوهویت یعنی او اوست . هر کونی در مقابل کون دیگر باز خودش خودش است و نمیشو د که یک شیء در عین اینکه میگوئیم خودش ، خودش نباشد . پس این سخن درست است که سلب شیء از نفس محال است ، و اصل هوهویت یک اصل صحیح و