درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤
نکردن در آن مضایق و حل کردن اشکال پذیرفته است که در وجود سیلانی وجود و عدم با یکدیگر جمع شدهاند که ما عباراتش را در همان مقاله نقل کردهایم ولی میگوید اشتباه نکنید ، این عدم نقیض نیست . آن عدمی که در منطق آن را رفع شیء میدانند و جمع آن را [ با وجود ] محال میدانند ، این عدم نیست . بنابراین فلسفه ما به مسأله حرکت رسیده و در این مورد با فلسفه غرب تلاقی کرده است ، ولی استنباطات خیلی متفاوت شده است . هر دو به این مسأله رسیدهاند که اگر بخواهیم حرکت را توجیه کنیم خیلی از حرفهای گذشتگان قابل توجیه نیست . ولی آن یکی برای توجیه حرکت گفته است وجود و عدم ، به همان معنای متناقضین ، با یکدیگر جمع میشوند و اصل هوهویت غلط است ، و این رسیده به اینکه اصالت ماهیت غلط است و با اصالت ماهیت حرکت به هیچ وجه قابل توجیه نیست ، و اصالت وجود درست است و وجود در حقیقت خودش دو مرتبه دارد ، مرتبهای از وجود مرتبه ثابت است که مساوی با وجود مجرد است . وجود ثابت یعنی وجود مجرد ، نه وجود ساکن . امروزیها بین ثابت و ساکن هم فرق نمیگذارند و ثابت را با ساکن یکی میگیرند . ثابت آن است که امکان حرکت هم ندارد ، بالقوه هم نمیتوا ند متحرک باشد ، شأنش حرکت نیست . ذات واجب تعالی وجودش ثابت است ولی ساکن نیست ، عقول وجودات ثابته هستند نه ساکنه . آن موجودی را ساکن میگوئیم که له أن یتحرک و لا یتحرک . به این کتاب میتوانیم ساکن بگوئیم چون امکان حرکت در آن هست ، حرکتی که در قوهاش هست ولی الان فعلیت پیدا نکرده است . بنابراین وجود در ذات خود یا ثابت است یا سیال و حرکتها و سکونها در طبیعت همیشه نسبیاند . در اینجا ، در باب سکونها علامه طباطبائی یک بیان خیلی عالی و لطیفی دارند که در کلمات ملاصدرا نیست و ایشان در رسالهای که در این مورد دارد در مسأله سکونها مطرح کرده است [١] . پس در بیان ملا صدرا " شدن " توجیه میشود بدون اینکه به آن حرف غلط نیاز
[١] اشاره است به نظریه حرکت در حرکت مرحوم علامه طباطبائی که بر طبق آن مرحوم علامه بر اساس دنباله گیری نتایج بحث حرکت جوهریه ، معتقدند که حرکت در همه مقولات جریان دارد و سکون امر >