درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
باشد ، اما علیرغم اینکه این خصوصیت هیچگاه از مثلث جدا شدنی نیست ولی ماهیت مثلث دو قائمه بودن نیست. مثلا اگر در جائی سه زاویه داشته باشیم که مجموعا ١٨٠ درجه باشد لازم نیست که آنجا حتما مثلث داشته باشیم . وجود هم همینطور است . مثلث چه در ذهن و چه در خارج حتما همیشه با وجود است ولی وجود داخل در ذات مثلث نیست . و همینطور است وحدت یا کثرت و . . . پس این است که میگویند : " الماهیه لیست من حیث هی الا هی " . شیخ میگوید ، این تعبیر را به این عبارت نگوئید که : " الماهیه من حیث هی لیست الا هی " بلکه همیشه " لیس " را بر " حیث " مقدم بدارید و نه بالعکس . صدرالمتألهین مطلبی گفته که ظاهرا این نکته را قبل از او کسی نگفته است : میگوید ، حمل بر دو قسم است . قضیه حملیه جائی است که رابطه " است " بین دو چیز برقرار میکنیم . ملاصدرا نگفته قضیه حملیه بر دو قسم است ، بلکه میگوید اساسا خود حمل بر دو قسم است . البته برای قضیه حملیه تقسیماتی است . شخصیه ، جزئیه ، کلیه ( به اعتبار موضوع ) ، سالبه ، موجبه ( به اعتبار ایجاب و سلب رابطه ) ، میگوید یک تقسیم هم هست به اعتبار خود حمل به حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی .
در این حمل اگر به فرض محال ماهیت از وجود جدا هم بشود باز این حمل در آن صادق است . وقتی میگوئیم : " الف " ماهو ؟ یعنی اول ببینیم خودش چیست ، بعد حکمی بدهیم که آن چگونه چیزی است . مثلا انسان عالم است ، کاتب است ، میرنده است ، ولی هیچکدام از اینها جزء چیستی او نیست . اول باید ببینیم انسان چیست ؟ تا بعد بگوئیم آن چیز میرنده است ، عالم است یا نیست . حمل شایع صناعی در مرتبه بعد از حمل اولی پیش میآید .