درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٩
را تجزیه میکند ، ماده را ترکیب میکند ، آنچه را که لازم دارد میگیرد و آنچه را لازم ندارد پس میدهد . طبیعت بصورت یک نیرو وجود دارد . البته این در جمادات آنقدرها روشن نیست که در نباتات و در آنجا که حیات وجود دارد بخوبی نمودار است . و این نشان میدهد که حیات یک نیروئی است مسلط بر ماده نه نیروئی ناشی از ضرورت ماده . اگر نیروئی باشد که ناشی از ضرورت ماده باشد معنایش این است که ماده در هر وضعی که باشد جبرا و صد در صد حیات را تابع خودش میکند . و اگر حیات حاکم بر ماده باشد معنایش این است که حیات در هر جا که قرار گرفت ماده را آنچنان شکل میدهد و صورت میدهد که خودش بخواهد . البته این مطلب مسلم است که هم ماده در صورت اثر دارد و هم صورت در ماده . ما فقط میخواهیم در اینجا این مطلب را نفی کنیم که چنین نیست که صورت یک ضرورت و لازمه جبری ماده باشد که آن مثالهائی را که ما گفتیم آن مثالها در اینجا وفق بدهد . میگوئیم آن شکلها و صورتها ، این طبیعت که ما در اینجا میبینیم اینها ضرورتهای جبری ماده نیستند ، بلکه خود این صورت میآید و در ماده اثر میگذارد . این کتاب " راز آفرینش انسان " نوشته کرسی موریسن ، از جهت نشان دادن این نیروی فعال حیات کتاب خوبی است . از این جهت که حیات نیروئی است مسلط بر ماده نه تحت تسلط ماده . کتابهای زیست شناسی که مسئله هدفداری حیات را مطرح میکنند همین مطلب را نشان میدهند که حیات نیروئی است مسلط بر مرکب خود و این مرکب را به آن شکلی که میخواهد و برای هدفی که میخواهد در میآورد ، نه یک امری که مقهور وضع اولی و اصلی ماده باشد که ماده بهر جائی که قهرا و کور کورانه کشیده شود صورت را هم به دنبال خود بکشد .
غایات امور طبیعی خیر و کمال است
شیخ میفرماید از جمله چیزهائی که ظاهر و واضح است این است که تمام غایات طبیعت ، برای طبیعت خیر و کمال است و مفید است ، و غایات ضاره غایات حقیقی طبیعت نیستند و غایات بالعرض هستند . و به عبارت دیگر آنچه را