درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠
نفس تصورش مانع از صدق بر کثیرین نیست " . مقسم را مفهوم قرار نداده آن چنان که در " حاشیه " ملا عبدالله آورده شده است . چون در آنجا بحث کلی و جزئی فقط در مفهوم ذهنی است . شیخ مقسم را ذات ماهیت میگیرد ( فرض نداریم که در ذهن باشد یا در خارج ) ، ذات و شأنیت طوری است که اگر در ذهن برود مانع صدق بر کثیرین نیست ، مثل آنچه که درباره جوهر گفتهاند که ماهیتی است که وجودش لا فی الموضوع است یعنی این ماهیت به حیثی است که اگر در خارج بیاید لا فی الموضوع است . ذات و ماهیت در ذهن صفت کلیت به آن عارض میشود کلی طبیعی کلی عقلی کلی منطقی ( به اعتبار وصف کلیت ) انسان کلی است ، به این معناست که در ذهن کلیت عارض معنای انسان میشود . انسان کلی نیست ، به این معنی است که کلیت جزء ذات و ماهیت انسان نیست ، و این در همه صفات همینطور است : وجود ، عدم ، جزئیت ، عالمیت و . . . ماهیت در مرحله ذات ، فقط به جنس و فصل تعریف و توصیف میشود و هیچ چیز دیگر نیست . شیخ میگوید : نگوئید : " الماهیه من حیث هی لیست الاهی " بگوئید : " الماهیه لیست من حیث هی الاهی "
کلی طبیعی
بحث در اینست که آیا کلی طبیعی در خارج وجود دارد یا ندارد ؟ آنهائی که گفتهاند کلی طبیعی در خارج وجود ندارد ، اگر درست در سخنانشان دقت شود معلوم میشود که در واقع آنچه را که آنها میگویند وجود ندارد کلی عقلی است و آنها کلی عقلی را با طبیعی اشتباه گرفتهاند . زیرا مطابق نظر آنان ، اگر کلی طبیعی در خارج باشد لازم میآید که