درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٨
متضمن شده است و مردم گمان میبرند باران در طبیعت برای آن مصالح قصد کرده شده است و فسادی را که در خرمنها میکند در نظر نمیگیرند . و اما اینکه تکون امور طبیعی نظام دارد و به سوی آنچه ضرورت مادهای ایجاب مینماید حرکت میکند ، از این هم نباید فریب خورد چه اگر مسلم است که نشو و تکون نظام دارد رجعت و سلوک به فساد هم نظامی دارد که از آن کمتر نیست و لاغر شدن هم مانند نمو کردن از اول تا به آخر و به طور معکوس نظام دارد . پس واجب میآید که بگوئیم لاغری و انحطاط هم غایتی دارد که آن مرگ است . و دیگر اینکه اگر طبیعت کاری را برای خاطر چیزی میکند باز این سؤال باقی میماند که آن چیز برای خاطر چیست و فلان امر که در طبیعت واقع شد برای چه بود ؟ و این سؤال را نهایتی نیست و چگونه میتوان قبول کرد که طبیعت کاری را برای چیزی میکند و حال آنکه طبیعت واحد به اختلاف مواد ، افعال مختلف میکند چنانکه حرارت بعضی چیزها را حل میکند مانند موم و بعضی چیزهای دیگر را منعقد میسازد مانند سفیده تخم و نمک ؟ و چرا باید گفت حرارت از سوزانیدن مقصودی دارد و چرا نگوئیم سوزانیدن لازم ضروری حرارتست ؟ زیرا که ماده به حالتی است که چون به حرارت رسید میسوزد و حال قوای دیگر طبیعت هم چنین است . "
اتفاق در جزئیات است و در امور کلی اتفاق نیست و اقتضای طبیعت است
در مقابل این اظهارات آنچه میتوانیم بگوئیم و معتقد باشیم اینست که در این باب چندان نمیتوان مناقشه کرد که در امور طبیعی اتفاق هم مدخلیت دارد و آن نسبت به افراد امور و جزئیات است چه واقع شدن این کلوخ در این جزء از زمین و واقع شدن این دانه گندم در این محل و وقوع این نطفه در این رحم امر دائم یا اکثری نیست پس مسامحه میکنیم و میپذیریم که این امور و مانند آنها اتفاقی است و دقت نظر را متوجه میکنیم به سوی اموری مانند تکون خوشه گندم به استمداد ماده از زمین ، و تکون جنین از نطفه به استمداد ماده از رحم ، و ببینیم آیا اینهم اتفاقی است ؟ پس میبینیم اتفاقی نیست بلکه امری است که طبیعت آنرا