درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٧
را هم که خودشان قبول داشتند . در مورد علت غائی هم شیخ میگوید اگر مقصود شما از علت غائی " نهایه الحرکه " باشد ، بله در اینجا وجود ندارد . ولی نه ، علت غائی یعنی اینکه یک شیء بخاطر کمالی که در او هست بوجود بیاید ، [ این کمال را میگوئیم علت غائی آن شیء ] . یعنی وقتی چیزی متمم چیزی دیگر است و آن چیز بخاطر این متمم و برای این متمم وجود پیدا میکند ، این متمم را علت غائی میگویند . [ یعنی اینکه برای یک شیء که یک حالت کمال و تمامیتی متصور باشد ، وجود این شیء در مراتب پائینتر از این مرحله کمال ( زمانی که شیء هنوز ناقص است ) متوجه و در جهت رسیدن به آن مرحله کمال و تمامیت است ] . سؤال : در تعلیمیات که فقط بحث از صور اشیاء میشود این صور را بدون ماده چگونه فرض میکنند ؟ پاسخ استاد : اگر منظور این باشد که آیا تعلیمیات مرکب از صورت و ماده میباشند ؟ باید گفت خیر . ولی گفتیم که منظور از ماده و علت مادی تنها این نیست که ماده جزء ذات و ماهیت شیء باشد بلکه به یک تعریف علت مادی اینست که بدون ماده این صورت وجود پیدا نمیکند ولو اینکه خارج از حقیقتش بوده بلکه موضوع و محلش باشد یعنی اگر وجود پیدا کند این وجود در ماده باشد . و البته تعلیمیات در ذهن مجردند ولی حتی در ذهن هم اگر پای تقسیم پیش آید ذهن برای آنها ماده فرض میکند . احتمالا میتوانیم مقادیر ( گفتار شیخ است ) را بمنزله ماده برای شکلها بگیریم و واحدها را میتوانیم ماده برای عدد فرض کنیم ( بر این مطلب محشین نیز اعتراض کردهاند که واحد عین عدد است نه ماده آن ) و عدد بمنزله ماده برای خواص عدد است . و در مورد علت غائی تعلیمیات هم گفتیم غایت شیء حالت تمام و کمال آن است ، تمامیت تعلیمیات در اعتدال آنهاست ، یعنی حالت ما بین در امر ریاضی . فرضا زاویه قائمه حالت اعتدال ( و در نتیجه و کمال ) بین زاویه منفرجه و حاده است و سطح مستوی کمال برای سایر سطوح غیر مستوی ، غایت اعداد ترتیبشان و غایت اشکال خواص آنهاست . . . از آنجا که موضوع صحبت این است که بحث علیت شأن کدام علم میباشد مختصر توضیحی درباره ملاک تقسیمبندی علوم میدهیم : علما گفتهاند