درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥
ملاکی که قبلا بدست دادهاند این است که هر چیزی که از عوارض موجود بما هو موجود باشد از مسائل این علم است . یعنی ملاک اینکه یک مسئله از مسائل این علم باشد اینستکه ، آن عارض و آن حکمی که در آن مسئله مورد بحث قرار میگیرد از عوارض موجود بما هو موجود باشد ، نه معیارهای دیگری که در باب این علم گفته شده است . مثلا گفتهاند : آن مسئلهای از مسائل این علم است که در همه علوم مشترک باشد . البته بسیاری از مسائل فلسفه در همه علوم مشترک است ، اما این معیار نیست ، زیرا چه بسا که مسئلهای از مختصات یک علم خاص باشد و از مبادی یک علم خاص بحث کند و در عین حال یک مسئله فلسفی باشد . مثلا از ماهیتی بحث شود که آن ماهیت موضوع یک علم خاص است و در غیر آن علم هم هیچ مورد بحث نیست ولی باز هم از مسائل فلسفه است . پس اشتراک داشتن در همه علوم معیار فلسفی بودن یک مسئله نیست . اتفاقا علیت به معنای اعم آن از آن دسته مسائلی است که جزء مشترکات همه علوم است ، یعنی علیت بمعنای اعم از مسائل فلسفه است و علیت به معنای خاص و مربوط به علوم خاص میشود . بعضی دیگر گفتهاند فلسفه علمی است که درباره مبادی علوم دیگر بحث میکند . البته شکی نیست که مبادی علوم دیگر در فلسفه اثبات میشود ، ولی مسائل فلسفه اختصاص ندارد به مبادی علوم دیگر ، اینها مباحثی است که در بحثهای گذشته ( در بحث موضوع فلسفه در ابتدای کتاب الهیات شفاء ) گفته شده است . بعضی دیگر گفتهاند فلسفه آن علمی است که درباره متقابلات بحث میکند ، مثل بحث درباره وجود و عدم ، ضرورت و امکان ، تقدم و تأخر و معیت ، حدوث و قدم ، قوه و فعل . معیار اینکه مسئلهای جزء مسائل فلسفه باشد اینستکه جزء متقابلات باشد ، و چون علل اربعه : علت فاعلی ، علت غائی ، علت مادی و علت صوری از این جهت که از متقابلات هستند ، از مسائل فلسفه محسوب میشوند . شیخ میگوید نه ، از این جهت اینها جزء مسائل فلسفه نیستند ، بلکه فقط