درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
در اینجا موضوع صحبت شیخ اینست که علل اربعه ( فاعلی مادی صوری غائی ) موضوع بحث کدام علم میباشد . البته وی خود در فصل اول کتاب ثابت نموده است که بحث در این باره ، شأن فلسفه است . ولی نظر به اینکه در این باره سخنانی گفته شده ، وی آنها را نقل و نقد میکند ، میگویند : علل اربعه در همه جا و در مورد همه معلولها صادق نیست و وجود این علل منوط است به آنکه در معلول حرکتی باشد و در غیر از این حالت ، در جائی که حرکتی در کار نباشد چون موجودات مجرده و مافوق ماده و حتی تعلیمیات مثل مسائل هندسه و ریاضی و آنچه مربوط به مقدار و عدد است . البته حرفهای سستی هم بعنوان دلیل آوردهاند که علت فاعلی وجود ندارد زیرا که علت فاعلی یعنی مبدأ حرکت و در این موارد مبدأ حرکت وجود ندارد . علت مادی و صوری وجود ندارد که خوب این حرفی است چه ، در مجردات علت مادی و صوری وجود ندارد . و دلیل آنها بر عدم علت غائی ، اینست که علت غائی را به نهایه الحرکه معرفی میکنند که باز هم با سلب حرکت ، علت غائی منتفی میشود . و در تعلیمیات نیز ایندو علت فرض نمیشود ( غائی و فاعلی ) و از اینرو شیخ در اینجا میگوید : " استخف بها من استخف " . در باب تعلیمیات اینها را خیلی کوچک و سبک شمردهاند تا بدانجا که بعضی گفتهاند اینها فقط علت صوری را دارا میباشند و به این ترتیب روشن است که چرا شیخ قائلین به این قول را تحقیر کننده تعلیمیات خوانده زیرا که شناسائی هر شیء منوط به شناسائی علل آن میباشد و هر چه شیء از علتهای بیشتری برخوردار باشد معرفت آن کاملتر خواهد بود و بدینسان تعلیمیات که فقط به صورتشان قابل شناسائی هستند از نظر معرفت ارزشی نخواهند داشت . پس شیخ به پاسخگوئی میپردازد که عباراتش بسیار مبهم است و محشین کلام وی نیز همچون آقا حسین خوانساری به این نکته معترف و خود را از فهم بعضی از این عبارات عاجز خوانده و مرحوم آخوند نیز توجیهی نموده که به نظر ما درست نمیباشد . از اینرو خود توجیهی برای این عبارت مطرح میکنیم : خلاصه سخن شیخ در اینجا اینست که بحث از علیت از شئون این علم ( الهیات - ما بعد الطبیعه ) است. به دلیل ملاکی که ما قبلا در دست دادیم.