درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٨
هم بگوید . پس اختلاف در چیست ؟ در اینکه ما باید ببینیم ملاک عمل اخلاقی چیست ؟ جائی است که انسان کاری را بقصد دست یابی خودش بر خیری انجام میدهد ، اگر چه بظاهر عکس این مطلب را بگوید ، مسلما این عمل اخلاقی نیست خودپرستی است . ولی جای دیگر ، انسان از اینکه به دیگران خیر برسد یا از دیگران دفع شر شود ، لذت میبرد ، چنین لذت بردنی خودپرستی نیست ، این کمال انسانی است ، او همینطور که دیگران به منفعت خودشان علاقه دارند ، به منفعت دیگران علاقه دارد ، چنین شخصی اگر لذت نبرد فاقد کمال است . اصحاب نظریههای بالا بمحض اینکه اسم لذت را میشنیدند قضاوت میکردند به این خیال که هر چه مهر لذت بر آن خورده و شموخ خود را از دست داده و عملی است چون سایر اعمال حیوانی و مادی . و حال آنکه ملاک عمل اخلاقی در چگونگی مطلوب است نه در نتیجه حاصله از آن ( لذت ) . چون خودپرستی است که محور کارش خود میباشد و هیچ مطلوبی خارج از حیطه وجود خود نمیتواند فرض کند بناچار لذتهایش منحصر درخویشتن بوده . و چنین لذتهائی را غیراخلاقی مینامیم از آن جهت که از مطلوبهائی غیر اخلاقی ناشی شدهاند زیرا اگر از چهارچوب ماتریالیسم اخلاقی خارج شویم و قائل شویم به اینکه انسان موجودی است که بی رسیدن نفعی به خود و فقط از ملاحظه منافع دیگران و بی دفع زیانی از خود و با مشاهده دفع زیان از دیگران ، مشعوف شده و لذت میبرد ، چنین لذتی زشت و مذموم که نیست زیبا و پسندیده است زیرا که مطلوبهائی که این لذت بالتبع از آنها حاصل شده است بدینگونه ( پسندیده ) است ، والا خود لذت که فی نفسه چیز مستقلی نیست تا درباره آن بحث شود ، و انسان هم هیچ وقت چیزی را از آن حیث که لذت دارد دوست نمیدارد ، یعنی دوستی او مستقیما متوجه خود لذت نمیشود بلکه دوستی و نظر انسان همیشه متوجه اشیاء خارجی است که از حاصل این توجه برایش لذت ایجاد میشود ، ( مثل توجه به غذا ، زن و آواز و لذت بردن از آنها ) که در همه موارد لذت بمنزله ضرورت است نه غایت . پس خلاصه نظر سوم اینکه : اگر مطلوبهای انسان را منحصر در منافع او بدانیم مستلزم اینست که افعالی چون ایثار را دروغ انگاریم و فاعل آنها را بدنبال