درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١
است . وقتی که قهرمانی مسابقه میدهد و هدفش سرور و لذت در خود اوست
ماده قابل در خود اوست . غایت ، غایت فاعل است از آن جهت که فاعل
فاعل است ولی خیر او هم هست از آن جهت که قابل هم در خود اوست .
اما در صورت اول هم گفتیم که در واقع مطلب غایت برمیگردد به خود
فاعل . پس همیشه غایت و خیر یک چیز است ( لااقل در موجودات تحت
الکون نه ماوراء الطبیعه ) ، یک چیز به یک اعتبار خیر است و به یک
اعتبار دیگر غایت . در ما تحت الکون همیشه فاعل و قابل یکی است . یعنی
یک چیز نسبت به یک چیز از یک حیث غایت است و از حیث دیگر ، خیر
است . [١]
مسأله دیگر فرق میان جود و خیر بود که شیخ مثال زد که ممکن است کسی
کاری انجام دهد و انگیزهاش فقط نیکی کردن و احسان به مردم باشد .
بعضیها که از جنبه علم النفس بحث کردهاند گفتهاند انسان در هیچ فعلی
از افعال خود عاری از یک غرض مادی که بخودش برگردد نیست . وقتی
میگوید این کار را انجام میدهم برای اینکه خیری به دیگران برسد دروغ
میگوید ، امکان ندارد کاری کند نه برای اینکه خیر آن بخودش برگردد . اسم
این را میتوانیم بگذاریم مادیت اخلاقی در مقابل ماتریالیسم فلسفی که جهان
را بطور مادی تفسیر میکند و در مقابل ماتریالیسم تاریخی که جامعه را بطور
مادی تفسیر میکند ، میخواهد بگوید که محرک اصلی جامعه روابط تولیدی و
توزیعی اقتصادی و مادی است .
پس در اینجا یک مکتب این است که همه انگیزههای انسان یک سلسله
منافعی است که به او برسد ، یک سلسله منافع مادی ، نقطه مقابل این
مکتب ، مکتبی است که مدعی است که انسان میتواند به مرحلهای برسد که از
فعل
[١] در اینجا یک درس از مباحث استاد ثبت نشده است .