درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦
حال آیا در باب علت غائی هم همینطور است که گاهی غایت فعل تحصیلی است و گاهی حصولی ؟ یعنی آیا فاعل ، گاهی فعل را ایجاد میکند برای تحصیل چیزی و گاهی فعل را ایجاد میکند برای حصول و وجود چیزی ؟ پاسخ این است که بلی ، علت غائی بر دو نوع است : ١ - نوع تحصیلی ، که واضح است . مانند تمام مثالهائی که تا کنون دیدهایم . ٢ - نوع حصولی ، که در اینجا آنچه در فعل ، مطلوب بالذات است امری است که الان بالفعل موجود است . در عشقها و محبتهای عارفانه اینطور است . انسان در فعلهای طبیعی خود کاری میکند تا چیزهائی را که ندارد تحصیل کند اما عشق یعنی اینکه حقیقتی است که الان وجود دارد و چون او هست و بخاطر او چنین میکنیم . در یک عشق خالص نه عشقی که در آن طمع باشد که عاشق ، معشوق را وسیلهای کرده باشد برای رسیدن به لذتی و عشق حقیقی هر آنچه که عاشق میکند برای معشوق میکند ، همان نفس وجود معشوق و زیبائی معشوق ، محرک و مشوق و انگیزه است برای کار کردن او . اینها کار فکری نیست . هر جا که پای فکر در کار باشد همان مسأله حصول و منظور کردن هدفی پیش میآید . این البته مسأله عرفانی دقیق هم هست . هر جا که کار ، کار طبیعت است و حتی طبیعت به معنای اعم که کار فکر هم باشد در این موارد همیشه غایت تحصیلی است . طبیعت سعی میکند که به آنچه ندارد برسد و فکر هم در اینجا وسیله برای طبیعت است . ولی یک وقت است که نفس مشاهده وجود محبوب بطور خودکار ، متحرک اوست . بطور مثال حالت تقلید که امروز محاکاه مینامند اینطور است . هنگامی که انسان تحت تأثیر شخصیت فردی باشد و در وقتی که انسان حالت ناآگاهی دارد آن شیئی که توجه او را جلب کرده است هر حالتی که بگیرد عین آن حالت در این شخص متأثر منعکس میشود . در آنجا غایت چیست ؟ آیا غایتش رسیدن به چیزی است ؟ یا نه ، همان نفس مشاهده شیء که محبوب و مطلوب اوست باعث کار میشود برای تشبه به او . اما نه اینکه تقلید و تشبه آگاهانه باشد ، بلکه ناآگاهانه است . در مورد