درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٢
امیریه تصادف کردند . در اینجا میگوئیم " اتفاقا " ، زیرا لازمه هیچ یک از حرکتها این تصادف نیست . اینجا است که میگویند بسیاری از حوادث عالم باتفاق رخ میدهد . شاید تمام عالم باتفاق رخ داده باشد . حال این مسأله در مورد عالم طبیعت مطرح میشود که مثلا اینکه این درخت به این حد رسیده است و این مسیری را که طی کرده است آیا از قبیل حرکت اتوبوس است از میدان شاه و رسیدن به گمرک که نتیجه لازم است و یا از قبیل آن تصادف است ؟ در طبیعت ، آیا از همان سلول اول یا قبل از آن ، در بطن طبیعت ، این غایت بوده است که به انسان برسد و یا اینکه یک طبیعت از مسیری میرفته و طبیعتی دیگر از مسیر دیگر میرفته و اینها بهم برخورد کردهاند و چیزهائی را بطور اتفاقی ایجاد کردهاند ؟ . . . ٥ - مسأله دیگر هم مسأله عبث است . اشکالات راجع به مسأله غایت را مطرح کردیم ، اکنون به پاسخ آنها میپردازیم : ١ - مسأله اتفاق : شیخ میگوید بحث اتفاق را در طبیعیات مطرح کردهایم و در اینجا دیگر بحث نمیکنیم . ولی ما بحث اتفاق را در همین جا میآوریم : در مورد اتفاق ، شبهه این است که در خارج چیزهائی هست که تحت تأثیر علل تصادفی بوجود میآید . پاسخ این شبهه این است که در مورد این امور اتفاقی و تصادفی مقدمهای که منتهی به این غایت بخصوص بشود وجود ندارد ، یعنی یک ذوالغایهای وجود ندارد که بگوئیم فلان چیز منتهی به اینجا شد . ٢ - مسأله عبث : اشکال دیگر در مورد عبث است . این اشکال را به این صورت میتوانیم مطرح کنیم که البته شیخ و اینها به این صورت مطرح نکردهاند که اصولا گذشته از آنکه علت غائی فقط در مورد اعمال اختیاری انسان است