درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
انسان باشد . اگر تغییر کرد دیگر فرض انسان [ بودن ] در او نمیشود و لذا انسان هم نیست . متأخرین از زمان آخوند به این طرف معتقدند که جعل به وجود تعلق میگیرد برای هر نوع فاعلی ، چه ذاتی ، چه معدی ، . . . ٢ - اصطلاح " وجود خاص " : نکته دیگر اینکه در مورد اصطلاح شیخ ، در اول الهیات شفا خواندیم که اصطلاحی بوده است که قدیمتر از زمان شیخ هم بوده ولی امروز متروک شده است و آن اصطلاح " وجود خاص " است که مقصود از آن ، " ماهیت " است . ٣ - مسأله تشکیک : مقدمه دیگر ، مسأله تشکیک است که در منطق مطرح است . در منطق میگویند کلی یا متواطی است یا مشکک . در متواطی ، نسبت کلی به افراد ، متفاوت نیست . اما در مشکک کلی بر افراد بتفاوت صدق میکند ، یک فرد اولویت دارد به کلی تا فرد دیگر . شیخ معتقد است که کلی مشکک در مواردی است که کلی ، ذاتی افراد نیست . بنظر او کلیهای عرضی است که میتواند مشکک باشد . مثلا انسان ، علم ، شیرینی ، اینها نسبت به افرادشان نمیتوانند مشکک باشند اما عالم میتواند مشکک باشد ، زیرا . . . اما شیخ اشراق گفت که کلی مشکک میتواند ذاتی افرادش باشد ، یعنی کلی مشکک میتواند نوع یا جنس یا فصل یا عرضی عام یا عرضی خاص هم باشد ، و لذا قائل به تشکیک در ماهیت شد . بعدها که اصالت وجود مطرح شد معلوم شد که اصولا تشکیک در وجود است نه در ماهیت . تمام حرف شیخ یا حتی شیخ اشراق در مورد تشکیک در ماهیات بود . ملا صدرا گفت که تشکیک اصلا از باب ماهیات خارج است . تشکیک بالذات ، مال وجود است و اگر در کلیاتی باشد بالعرض است ، کلیاتی است که با وجود ارتباطی دارند .