درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٥
مادر حوادث است . اینجاست که مرحوم صدرالمتألهین یک نظریه معروفی در مقابل نظریه شیخ داده است که بعدا هم مورد قبول واقع شده است . ایشان میگوید درست نیست که حرکت روی فلک را رابط بین قدیم و حادث بدانیم ، بلکه همان حرکت جوهری عالم خودش رابط است . میگوید اینکه عالم را ثابت فرض کرده و بعد به دنبال یک حرکتی میگردید که این عالم را تغییر دهد . . . درست نیست . میگوید خود حرکت واقعیتی نیست ، آنچه که رابط است نفس خود عالم است ، حرکت جوهری عالم است که رابط است . گفتیم که علت حقیقی و ایجادی همیشه با معلول معیت دارد و قابل انفکاک نیست . و نیز در پاسخ این سؤال که آیا علت مبقیه همان علت محدثه است یا نه ؟ گفتیم که هر دو یکی است ، نمیتواند دو تا باشد . خوب ، متکلمین و بسیار افراد دیگر مثل امروزیها میگویند حرفهای حکما در مورد علت و معلول خلاف مشاهدات روز مره ما است مانند پدر و پسر ، بنا و بنا که اینها از نظر ما علت و معلولند ولی از نظر حکماء نه . در پاسخ میگویند که شما در اینجا اشتباه و خلط ما بالعرض و ما بالذات کردهاید . شما در اینجا خلط کردهاید بین علت حقیقی و معدات و شرایطی که شرایط را آماده میکند برای اینکه علت حقیقی معلول را ایجاد کند . پدر که علت ایجاد فرزند نیست . پدر حداکثر علت حرکت منی از مکانی به مکان دیگر است و بعد هزاران علل دیگر هست که نطفه را میپروراند . . . فیلسوف هیچوقت اینها را علت نمیشمارد بلکه آنها را " معد " میداند . بعد به مطلب دیگری رسیدیم که تولید اشکال کرد که گفتیم جواب مفصلش در آینده خواهد آمد ، و آن اینکه علل ذاتی معیت دارند با معلول ، اما علل عرضی ( معدات ) معیت ندارند . بعلاوه علل ذاتی متناهی هستند ولی لزومی ندارد .