درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
میآید آیا به همه علل و شرایطش قبلا وجود داشته یا وجود نداشته است ؟ شق اول که نمیشود ، وگرنه لازم بود که معلول هم وجود میداشت . پس لااقل بعضی از علل و شرایط مقارن وجود معلول ، موجود شده است . اکنون نقل کلام در آن جزء علل که مقارن وجود معلول بوجود آمدهاند ، میکنیم و همینطور . . . و این اشکال از اینجا سرچشمه میگیرد که انفکاک معلول از علت محال است . و حال آنکه از طرف دیگر ما بالضروره در طبیعت میبینیم که اشیاء حادثند . روی آن حساب یا باید هیچ چیز موجود نباشد یا همه چیز از قدیم موجود باشد . اگر جواب بدهیم که علت قدیم ، قدیم است و علت حادث ، حادث ، اشکال برطرف نمیشود . اینکه علت قدیم قدیم باشد درست . اما اینکه علت حادث هم باید حادث باشد ، جور در نمیآید ، چون اگر این سلسله را غیرمتناهی هم فرض کنیم باز مجموعه آنها یک حادث است و علت میخواهد . و اگر این سلسله را متناهی بدانیم باز بدتر میشو د ، چون آن حادث اولی بلا علت خواهد بود که چنین چیزی غیر ممکن است . اشکال دیگر این است که فلاسفه حادث را بالاخره معلول قدیم میدانند . آن وقت این ربط حادث به قدیم را چگونه حل کنیم ؟ این مسأله ربط حادث به قدیم در فلسفه مسأله بسیار مشکلی تلقی شده است . شیخ میگوید : انه لولا الحرکه لوجب هذا الاشکال ، الا . . . ، چیزی که این مسأله را حل کند چیزی است که از یک جهت حادث باشد و از یک جهت قدیم و آن چیز حرکت است که از جهت قدمتش مخلوق قدیم و از جهت حدوثش علت حادثها است . حرکت هم دو جور داریم : ١ - یکی مثل حادثات است که اول دارد و مثلا آخر دارد . ٢ - و یکی هم حرکتی که بعقیده قدما قدیم است و آن حرکت فلک است مثلا . پس مسأله به این صورت حل میشود که بگوئیم ماوراء طبیعت از ازل یک حرکت ایجاد کرده است که ذاتش تدرج است . آنوقت معنی ندارد که سؤال کنیم چرا همه این حرکت را یکجا خلق نکرد . میگوئیم که اگر همه این حرکت را یکجا خلق میکرد دیگر آن حرکت نمیبود . آن وقت حرکت طبعا روی طبیعت اثرات مختلف میگذارد . حرکت از آن جهت که یک امر بسیط دائم مستمر و متجدد ازلی است مربوط به قدیم است و از آن جهت که متجدد است