درسهای الهیات شفا 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠
فرزند به این معنی که نطفه در وجود او تکون پیدا کرده است یعنی فقط ظرف است و علیتی ندارد . پدر را از این جهت علت فاعلی میدانیم که همان عمل نقل نطفه به رحم مادر را انجام میدهد . در رحم دیگر پدر نیست که نطفه را رشد میدهد یا صور جدید به آن میدهد . با این تحلیل است که روشن میشود که هر علتی همزمان با معلول وجود دارد . . . اکنون شیخ در اینجا بحثی را مطرح میکند که علل حقیقی چیست و علل عرضی چیست . گاهی یک چیز علت میشود ولی علت بالعرض . مثلا اگر " الف " علت " ب " باشد اما بواسطه مانعی که وجود دارد " الف " در " ب " اثر نمیکند ، حال اگر علت دیگری مانند " ج " پیدا شود که این مانع را برطرف کند در این صورت " الف " ، " ب " را ایجاد میکند ، آن وقت ممکن است ما اشتباه کنیم و " ج " را علت بدانیم در صورتی که علت واقعی " ب " همان " الف " است . برای توضیح مطلب ، مثالی ذکر میکنیم : انسان میگوید داروئی را خوردم مثلا منیزیم را خوردم و حالم خوب شد . اکنون جریان امر را مورد تحلیل قرار میدهیم : اغلب اینها یعنی این داروها چیزهائی است که با مزاج ناسازگار است و هنگامی که انسان آنرا میخورد معده میخواهد که هر چه زودتر آنها را دفع کند و لذا مقدار زیادی ترشح میکند و میخواهد دارو را با سرعت و فشار بیرون کند ، در نتیجه اخلاط و کثافات دیگر معده نیز دفع میگردد . پس اولا دفع اخلاط را خود طبیعت کرده است نه دارو . ثانیا صحت بدن هم بطریق اولی معلول دارو نیست بلکه به این علت است که حالا اخلاط دفع شده است و مزاج خوب کار میکند ، غذا را خوب تحلیل میکند و آن وقت خود بدن و خود طبیعت خود را تصحیح میکنند . پس اگر بگوئیم دارو علت صحت است این بطور مجاز و بالعرض است .