دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٧ - رسوايى كسى كه گفت «از من بپرسيد»، جز پيامبر و امام
گفت: از سخن خداى متعال كه فرمود: «قَالَتْ». اگر نر بود، مىفرمود: «قال نملة»، چنان كه «حمامة (كبوتر)» و «شاة (گوسفند)»، براى مذكّر و مؤنّث به كار مىروند.
٦. شافعى. عبيد اللّه بن محمّد بن هارون مىگويد: از شافعى در مكّه شنيدم كه مىگفت: از هر چه مىخواهيد، از من بپرسيد. به شما، از كتاب خدا و سنّت پيامبرش پاسخ خواهم گفت.
گفته شد: اى ابو عبد اللّه! درباره مُحْرِمى كه زنبورى را كشته باشد، چه مىگويى؟
گفت: «آنچه راى كه پيامبر خدا بيان كرد، بگيريد».
٥٦٤١. الصراط المستقيم: از چيزهايى كه در گفتگو شنيدهايم، اين است كه ابن جوزى بر منبر گفت: پيش از آن كه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد.
زنى از وى درباره اين گزارش پرسيد كه على ٧ در يك شب [از مدينه به مَدائن] به سرِ جنازه سلمان رفت و وى را كفْن و دفن نمود و برگشت.
وى گفت: اين موضوع، روايت شده است.
زن گفت: آيا درست است كه عثمان، سه روز در مَزبَلههاى بقيع، رها شده بود و على ٧ حاضر بود؟
گفت: آرى.
زن گفت: پس بايد يكى از آن دو (على يا عثمان)، خطاكار باشند.
وى گفت: اگر از خانهات بدون اجازه شوهرت خارج شدهاى، كه نفرين خدا بر تو باد، و اگر نه، نفرين خدا بر او باد!
زن گفت: آيا عايشه با اجازه پيامبر ٦ به جنگ با على ٧ رفت يا بىاجازه؟
ابن جوزى، دم فرو بست.
ر. ك: ج ١٢ ص ٥٥ (پيشگويى امام درباره حوادث آينده).