دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦٧ - ٤/ ١٧ اجراى حد بر كسى كه اقرار به زنا كرد
امير مؤمنان بر منبر رفت و گفت: «اى قنبر! مردم را به نماز جماعت فرا بخوان».
قنبر، مردم را صدا زد و همه جمع شدند و مسجد، پُر شد.
امير مؤمنان برخاست و خدا را سپاس و ثنا گفت و فرمود: «اى مردم! به خواست خدا، امامِ شما به همراه اين زن، براى اجراى حد بر وى، به پشتِ كوفه مىرود. امير مؤمنان به شما دستور مىدهد كه وقتى آمديد، به گونهاى بياييد كه ناشناس باشيد، و با خود، سنگ برداريد و هيچ كدام، خود را به ديگرى معرّفى نكند تا هنگامى كه به خانههايتان برگرديد، إن شاء اللّه!». آن گاه از منبر فرود آمد.
صبح روز بعد، على ٧ به همراه زن به بيرون كوفه رفت و مردم، [به صورت] ناشناس، در حالى كه صورتهايشان را با دستارها و عباهايشان پوشانده بودند و سنگها در [دامن] عباها و آستينهايشان بود، نزد على ٧ آمدند و همگى به پشت كوفه رفتند.
[على ٧] فرمان داد گودالى كَندند و زن را [تا نيمه] در آن دفن كردند. على ٧ بر مَركبش سوار شد و پاهايش را در ركاب كرد و آن گاه دو انگشت سبّابه خود را در گوشهايش گذاشت و با صداى بلند، فرياد زد: «اى مردم! خداوند عز و جل با پيامبرش پيمان بست و محمّد ٦ [نيز] با من پيمان بست به اين كه:" هر آن كس كه بر وى حدّ الهى واجب است، بر ديگرى حد جارى نكند". پس، هر كس كه بر وى حدّى چون حدّ اين زن است، بر اين زن، حدْ اقامه نكند».
در آن روز، جز امير مؤمنان، حسن و حسين :، همه مردم بازگشتند و همين سه نفر بر آن زن، حدْ جارى كردند و هيچ كس به همراه آن سه نفر نبود.