دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٦١ - ٤/ ١٧ اجراى حد بر كسى كه اقرار به زنا كرد
مرد، [براى] بار سوم برگشت و همان حرف گذشته خود را تكرار كرد. على ٧ فرمود: «برو تا درباره تو پرس و جو كنيم».
مرد، [براى] بار چهارم به نزد على ٧ آمد و وقتى اقرار كرد، امير مؤمنان به قنبرگفت: «نگهش دار» غضبناك شد و فرمود: «چه قدر زشت است كه كسى از شماناشايستى را مرتكب شود و خودش را در بين مردم، رسوا سازد! آيا نمىشوددرخانهاش توبه كند؟ به خدا سوگند، توبه او در بين خود و خدا از حدْجارى كردن من بر او بهتر است».
آن گاه [على ٧] وى را بيرون آورد و در بين مردم، فرياد زد: «اى گروهمسلمانان! بيرون بياييد تا بر اين مرد، حدْ جارى شود، و به گونهاى [بيرون آييد] كه هيچ كس، ديگرى را نشناسد» و مرد را به گورستان فرستاد.
مرد گفت: اى امير مؤمنان! به من فرصت بده تا دو ركعت نماز بگزارم [و گزارْد].
آن گاه [على ٧] وى را در گودال نهاد و رو به مردم كرد و فرمود: «اى مسلمانان! اين، حقّى از حقوق خداوند عز و جل است. هر كس كه حقّ خداوندى برگردنش است، برگردد؛ زيرا آن كه حد بر گردنش است، نبايد حدود خداوند رااجرا كند».
مردم، همه برگشتند و تنها او و حسن و حسين : ماندند.
[على ٧] سنگى برداشت و سه تكبير گفت. آن گاه، سه سنگ پرتاب كرد و درهر سنگى، سه تكبير گفت. سپس حسن ٧، همان گونه كه امير مؤمنانْ سنگپرتاب نموده بود، سنگ پرتاب كرد و آن گاه، حسين ٧ سنگ پرتاب كرد ومرد، مُرد.
امير مؤمنان، او را [از گودال] بيرون آورد و دستور داد گورى كندند و بر او نمازخواند و او را دفن كرد.
گفتند: اى امير مؤمنان! آيا غسلش نمىدهى؟
فرمود: «با چيزى غسل كرد كه تا روز قيامت، پاك است. او بر كارى سخت، صبورى كرد».