دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣١ - ٣/ ٢٥ قصاص چشم، در حالى كه ظاهرا سالم بود
امير مؤمنان فرمود: «باردارى از اوست و بچّه، بچّه اوست و به نظر من، پيرمرددر خصوص انكارش بايد مجازات شود».
عثمان، داورى على ٧ را پذيرفت و از آن، شگفتزده گشت.
٣/ ٢٤ ادّعاى مردن شوهر در عدّه طلاق
٥٧٠٧. شرح الأخبار به نقل از محمّد بن يحيى: مردى دو زن داشت: زنى از انصار و زنى ازبنى هاشم. او زن انصارى را طلاق داد و پس از مدّتى مُرد.
زن انصارى كه مرد، طلاقش داده بود ادّعا كرد كه در زمان عدّه است و نزدعثمان بن عفّان، اقامه دعواى ميراث نمود.
عثمان ندانست كه در اين ماجرا، چگونه داورى كند و آنان را پيش على ٧ فرستاد. على ٧ فرمود: «سوگند بخورد كه پس از آن كه [مرد،] وى را طلاق داده، سه بار حيض نديده است و سپس، ارث ببرد».
عثمان به زن هاشمى گفت: اين، داورىِ پسر عمويت است.
زن گفت: مىپذيرم. زنِ [انصارى] سوگند بخورد و ارث ببرد.
امّا زنِ انصارى از سوگند خوردن، سر باز زد و ميراث را رها نمود.
٣/ ٢٥ قصاص چشم، در حالى كه ظاهرا سالم بود
٥٧٠٨. امام صادق ٧: مردى از قبيله قيس، بنده خود را پيش عثمان آورد كه به چشمش ضربهزده بود و آب در آن جارى بود و با آن چشم، كه ظاهرا سالم بود، چيزىنمىديد.
[مرد] به بندهاش گفت: «ديه آن را به تو مىپردازدم»؛ ولى وى نپذيرفت.
عثمان، آن دو را نزد على ٧ فرستاد و گفت: بين اين دو، داورى كن.
على ٧ به برده ديهاش را پرداخت؛ ولى او قبول نكرد.
همچنان به آنچه داده بودند (مَبلغ ديه)، مىافزودند تا آن كه دو ديه به وىپرداختند؛ ولى بنده گفت: من، جز قصاص نمىخواهم.