دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٥ - ٣/ ٢٠ كسى كه گاوش شتر ديگرى را كشته بود
٣/ ١٨ طلاق دادن زن در روزگار شرك
٥٧٠١. شرح الأخبار به نقل از ابو عثمان بدرى: مردى پيش عمر بن خطّاب آمد و گفت: منزنم را يك بار در زمان شرك و دو بار، وقتى كه اسلام آوردهام، طلاق دادهام. چهنظر مىدهى؟
عمر، سكوت كرد.
آن مرد به عمر گفت: نظرت چيست؟
عمر گفت: در همين حال بمان تا على بن ابى طالب بيايد.
على ٧ آمد. عمر به آن مرد گفت: داستانت را براى وى تشريح كن [و او نيزچنين كرد.]
على ٧ فرمود: «اسلام آوردن، گذشته را منهدم مىسازد و اين زن، با حقّ يكطلاق ديگر، به همسرى تو باقى است».
٣/ ١٩
زنى كه با نوجوانى نابالغ، زنا كرده بود
٥٧٠٢. امام رضا ٧: امير مؤمنان، درباره زن شوهردارى كه نوجوانى با وى درآميخته بود، داورى كرد.
عمر، دستور داد زن را سنگسار كنند كه على ٧ فرمود: «سنگسار، [بر او] واجبنيست؛ بلكه حد بر وى واجب است؛ چون كسى كه با وى در آميخته است، بالغ نيست».
٣/ ٢٠
كسى كه گاوش شتر ديگرى را كشته بود
٥٧٠٣. المُقنع: مردى به همراه مردى ديگر، پيش عمر بن خطّاب آمد و گفت: گاو اين مرد، شكم شتر مرا پاره كرده است.
عمر گفت: پيامبر خدا در آنچه مربوط به كشتن چارپايان است، مىفرمود كه آن، از جمله جُبار (چيزى كه نه ديه و نه قصاص دارد) است.