دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٣ - ٥/ ٦ امام و فن شعر
٥٦٠٢. شرح نهج البلاغة به نقل از ابن عراده: على ٧ در ماه رمضان با خوراك گوشت به مردم، شام مىداد؛ ولى خود با آنان نمىخورد، و هنگامى كه از خوردنْ فارغ مىشدند، برايشان سخنرانى مىكرد و پندشان مىداد. شبى ميهمانان، در حالى كه غذا مىخوردند، به بحث از شاعران، پرداختند. وقتى از غذا خوردنْ فارغ شدند، برايشان سخنرانى كرد و فرمود: «بدانيد كه ملاك كارهاى شما دين است، و نگهبانتان پرهيزگارى، و زينتتان ادب، و حافظِ آبرويتان بردبارى».
آنگاه افزود: «اى ابو الأسود! بگو ببينم در چه چيزى بحث مىكرديد؟ كدام شاعرْ قوىتر است؟».
گفت: اى امير مؤمنان! آن كس كه اين شعر را سروده است:
حال و روزم چنان شده است كه
لَنگى بر هم زننده و پراكنده كننده، از كيان من دفاع مىكند.
بيهودهكارى است، بدخوى، فضول، و طرد شده
با اسبى تازهكار، تيز رو، چابك و چموش!
و مقصودش ابو دُؤاد ايادى بود.
على ٧ فرمود: «اين طور نيست».
گفتند: پس چه كسى [قوىترين شاعر] است؟
فرمود: «اگر براى آنان خطّ پايانى در نظر گرفته شود و با هم مسابقه بگذارند، مىفهميم كه كداميكْ پيشتازند، و گرنه، بايد گفت: آن كه نه از روى رغبت، و نه ترس، شعر گفته است».
گفته شد: آن كس كيست؟
فرمود: «فرمان رواى سرگردان و زخمخورده».
گفته شد: آيا منظور، امرؤ القيس است، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «آرى».