دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٣ - ٥/ ٤ خطبه بدون الف
نگاهى بر او احاطه ندارد. قوى، بلند مرتبه، بينا، شنوا، مهربان و بخشنده است. هر كس كه وصفش كرده، در وصف او ناتوان است و هر كس كه او را مىشناسد، در نعت او سرگشته است.
نزديك است و دور، و دور است و نزديك. پاسخ هر كس را كه بخوانَدش مىدهد، و روزىاش مىدهد و به او مىبخشد. داراى لطفى مستور و قدرتى قوى و رحمتى گسترده و كيفرى دردآور است. رحمتش بهشتِ وسيع و زيباست، و مجازاتش جهنّم درازْ دامن و زجرآور است.
به بعثت محمّد ٦، فرستاده و بنده، و وصى و پيامبر و نجات يافته و دوست و شيفتهاش، گواهى مىدهم كه او را در بهترين روزگار و در دوران فَترت وحى و كفر، از روى رحمت بر بندگان و منّت فراوان برانگيخت و پيامبرى را به او پايان داد و حجّتش را با او استوار ساخت. [محمّد ٦] پند داد و دلسوزى كرد، ابلاغ كرد و كوشيد، در حالى كه با مؤمنان مهربان بود و بخشنده، سخاوتمند بود و خشنود، و پيشوا بود و زيرك. بر او بادْ رحمت، سلام، بركت و احترام پروردگارِ باگذشت و مهربان كه نزديك و برآورنده [دعا] است!
اى جمعى كه حاضريد! شما را به همان سفارشهاى پروردگارتان توصيه مىكنم و سنّت پيامبرتان را به يادتان مىآورم. بر شما بادْ بيمى كه دلتان را آرامش دهد، و ترسى كه اشكهايتان را جارى سازد، و پروايى كه پيش از روزِ گرفتارى و سرگشتگىتان شما را نجات دهد؛ روزى كه در آن، هر كه خوبىهايش سنگين باشد و بدىهايش سبك، پيروز مىگردد.
بنا بر اين، درخواستتان و تضرّع شما بايد درخواستى از سرِ افتادگى، فروتنى، شكر و زارى، و نيز همراهِ توبه، وارستگى، پشيمانى و برگشت باشد و هر اهل فرصتى از شما بايد سلامت را قبل از بيمارى، و جوانى را قبل از پيرى، و برخوردارى را قبل از نيازمندى، و فراغت را پيش از گرفتارى، و بودنش را قبل از سفرش غنيمت بدارد، پيش از كهنسالى و پيرى و بيمارى كه طبيبش از او نااميد و روى گردان و دوستش از او بُريده باشد، رحمتش قطع شود و خِردش تغيير كند و آنگاه گفته شود:" او ناخوشْ احوال و پيكرش لاغر و نزار است".
آنگاه در جان كَندن شديد، به تلاش افتد و دور و نزديك به گِردش آيند، ديدهاش خيره و نگاهش چرخان گَردد، پيشانىاش عَرَق كند، دماغش گشوده گردد و زارىاش فرو افتد، نفسش محزون شود و همسرش بر او بگِريد، گورش كَنده و فرزندش بىپدر گردد، دار و دستهاش از گِرد او پراكنده گردند و جمع آوردههايش تقسيم شود، گوش وچشمش از بين رفته باشد،